در ستایش پژمان جمشیدی

هدر در ستایش پژمان جمشیدی

اگر بخواهم صادق باشم، اهل سینما رفتن نیستم و از سینما چندان نمی‌دانم. به لطف سریال‌های بی‌محتوای سال‌های قبل، تلویزیون‌ را هم از مدت‌ها قبل کنار گذاشتم و سریال پژمان – که پژمان جمشیدی با بازی در آن پا به دنیای بازیگری گذاشت – را بجز چند قسمت و در مهمانی‌ها، ندیده‌ام.

به هر حال برای من هم جالب و کمی غریب بود که فردی از دنیای فوتبال به درون قاب تلویزیون و روی پرده سینما بیاید و موفق هم باشد. کاری که پژمان جمشیدی انجام داده است.

بیشتر بخوانیددر ستایش پژمان جمشیدی

درباره هنر شاگردی کردن

درباره شاگردی کردن و اهمیت آن، حرف‌های زیادی شنیده‌ام. قبل‌ترها، از بزرگترها می‌شنیدم که می‌گفتند : این آقایی که انقدر  خوب کاشی می‌زند، چند سال پیش فلان اوستا شاگرد بوده. این آقا که الان جزو بهترین کابینت‌سازان این منطقه است، مدتی پیش آقای نجار، شاگرد ایستاده. صاحب این مکانیکی که الان کارش سکه شده، سال‌ها … بیشتر بخوانیددرباره هنر شاگردی کردن

تصمیم گیری بر اساس ترس یا رویا ؟

پی‌نوشت (چرا این نوشته را نخوانیم). قبلا هم گفته بودم که ربط دادن اتفاقاتی که در دنیا می‌بینم و می‌شنوم به هم را دوست دارم. ذهنم هر از گاهی یکی از این ربط های جدید را کشف می‌کند و این کار برای خودش جذاب است. هر چند ممکن است برای دیگران جذاب باشد یا نباشد. … بیشتر بخوانیدتصمیم گیری بر اساس ترس یا رویا ؟

نفرت از نمادها ، هم آغوشی با مصداق‌ها ؟

یک مطلبی در کانال تلگرامی فقط برای ۳۰ روز محمدرضا شعبانعلی هست که بعضی وقت ها به یادش می‌افتم. شاید شما هم دیده باشید. فکر می‌کنم خیلی می‎‌شود راجع بهش حرف زد. اما الان فقط می‌خواستم خود نقل قول را بنویسم. در این چند روز به کرات یادش افتادم، اینجا می‌نویسم تا بیشتر جلوی چشمم … بیشتر بخوانیدنفرت از نمادها ، هم آغوشی با مصداق‌ها ؟

دزدی ایده و مدل ذهنی بر پایه کمیابی منابع

امروز با یکی از دوستانم درباره مبحث کمیابی منابع صحبت می‌کردیم و اینکه مدل ذهنی فردی با این ویژگی چه شکلی است. می‌گفت یکی از نشانه‌های آن، ترس زیاد از دزدی ایده توسط دیگران است (محمدرضا مدل ذهنی با اعتقاد به کمیابی منابع را یکی از دام‌های کارآفرینی میدونه). احتمالا شما هم از این افراد در اطراف … بیشتر بخوانیددزدی ایده و مدل ذهنی بر پایه کمیابی منابع

حواشی درس «مدل‌های ذهنی» در متمم (در حال تکمیل)

(نوشته شده در ۱۰ اسفند ۹۵) . پیش‌نوشت. همانطور که اینجا درباره این نوع نوشته‌هایم توضیح داده‌ام، این نوشته نیز فعلا “در حال تکمیل” است و ممکن است مطالب آن انسجام و پیوستگی لازم برای مطالعه را نداشته باشند. «مدل ذهنی» از جمله کلماتی است که می‌شود آن را کمابیش در مکالمات روزمره هم شنید. شاید ساده‌ترین … بیشتر بخوانیدحواشی درس «مدل‌های ذهنی» در متمم (در حال تکمیل)

وقتی هیچ کس وجود ندارد

(نوشته شده در ۲۷ بهمن ۹۵) . نمیدانم حس رقابتی چقدر در شما زنده است. اما در من این حس نسبتا فعال است. وقتی می‌خواهم کاری را انجام دهم، شاخک‌هایم فعال می‌شوند و انرژی ام چندین برابر می‌گردد: می‌خواهم بهترین باشم. وقتی به موردی بر می‌خورم که کاری مشابه کار من انجام می‌دهد هم اوضاع از … بیشتر بخوانیدوقتی هیچ کس وجود ندارد

فریب خود

(نوشته شده در ۱۸ بهمن ۹۵) . فریب، فریب دادن و فریب خوردن کلا به نظرم بحث جالبیه. ما اول که به دنیا می‌آیم صادق هستیم. لااقل در حرف زدن صادق هستیم. از قدیم هم گفتن : حرف راست رو از بچه بشنو! اما به مرور یاد می‌گیریم صداقت زیاد هم خوب نیست و نمی‌تونه همیشه … بیشتر بخوانیدفریب خود