چه خبر از کتابخوانی؟ (۴) : “اصول و فنون مذاکره”

به عنوان مطلب مربوط به کتابخوانی این هفته قصد دارم بخش‌هایی از کتاب اصول و فنون مذاکره را برای شما بنویسم.

اما قبل از آن و به عنوان معرفی کتاب، به ذکر معتبرترین تعریفی که شنیدم اکتفا می‌کنم:

کتاب آقای شعبانعلی، جزو کامل ترین کتابهای علم مذاکره هستند و من هم اغلب اوقات آن را کنار دستم دارم و به آن رجوع می‌کنم … (نقل از حافظه)

دکتر حیدری؛ پدر علم مذاکره در ایران

همانطور که می‌توان حدس زد، متن کتاب با همان ادبیات و لحن رایج محمدرضا در روزنوشته‌ها – که به نوعی امضای محمدرضا در نوشته‌هایش است – نوشته شده. همچنین، متن حاوی مثال‌ها و سناریوهای مختلفی است که به فهم بهتر مطالب کمک قابل توجهی می‌کنند.

ساختار کتاب نیز، شامل لیستی از اهداف و مثال‌هایی آغازین با عنوان «پیش درآمد» است که در ابتدای هر فصل، ذهن را برای ورود به موضوع مربوط به آن فصل آماده می‌کند. در انتهای هر فصل هم، خلاصه‌ای مفهومی از مطالب آورده شده که موجب جمع بندی هر چه بهتر مطالب در ذهن می‌گردد.

در اینجا، بخش‌هایی که در فصول ابتدایی کتاب برایم جالب‌تر بودند را می‌بینید:

‌ ‌

مثالی برای ایجاد موضوعاتِ بیشتر در مذاکره، برای حرکت به سمت مذاکره برنده/برنده (فصل۳. برنامه ریزی برای مذاکره. ص۳۹)

چرا دیر به خانه می‌آیی؟

“در مذاکره‌های مربوط به معامله‌ی املاک یا مذاکره‌های مربوط به قراردادهای تجاری، معمولا جستجوی موضوعات مختلف با هدف چندوجهی کردن مذاکره، کار چندان دشواری نیست. اما در مذاکره‌های دیگر، ممکن است موضوع اصلی به حدی بر مذاکره سایه افکند که مذاکره‌کنندگان، سایر موضوعات قابل بحث را فراموش کنند. به عنوان مثال، مردی که همسرش از او به خاطر اضافه کاری و دیر آمدن به منزل ناراضی است، باید توجه داشته باشد که مذاکره بر سر میزان اضافه کاری یا ساعت به خانه آمدن نمی‌تواند به سرعت و سادگی و با رضایت طرفین حل شود. در چنین شرایطی، او  می‌تواند موضوعات دیگری را در کنار «ساعت آمدن به خانه» قرار داده و بعد مذاکره کند:

  • تعداد دفعاتی که مرد به همراه همسر خود برای تفریح به بیرون می‌رود.
  • میزان حقوقی که برای مدیریت زندگی در شرایط عادی کافی است.
  • اصلاح سبک زندگی به گونه ای که هزینه های ماهیانه تغییر کرده و تعدیل شود.
  • اختصاص بخشی از درآمد اضافی کاری به همسر (برای اینکه برای خود هدایایی بخرد).

در چنین شرایطی، صحبت و مذاکره در مورد اضافی کاری برای طرفین ساده‌تر بوده و احتمال اینکه هر دو طرف چنین مذاکره‌ای را با احساس موفقیت ترک کنند، افزایش می‌یابد.”

شروع مذاکره، در یک مذاکره رقابتی (فصل۴. استراتژی‌ها و تاکتیک‌های یک مذاکره رقابتی. ص۵۶)

به دست آوردن موقعیت محکم در عین ایجاد روابط دوستانه

“… به سوال اصلی در مذاکره رقابتی بازگردیم. مذاکره را با چه پیشنهادی آغاز کنیم؟ اگر اطلاعات خاصی از طرف مقابل و هدف او از مذاکره در اختیار ندارید و در شرایطی که شروع مذاکره از طرف شماست، سعی کنید با یک موضع نسبتا محکم شروع کنید. اما بکوشید موضعتان صرفا تا حدی محکم باشد که رابطه دوستانه را تحت الشعاع قرار نداده و طرف مقابل احساس نکند شما در حال موضع‌گیری غیر منطقی هستید. به بیان دیگر، موضعتان به گونه ای باشد که از یک سو، دیگران آن را یک موضع گیری افراطی ندانند و از سوی دیگر، شما را یک مذاکره کننده ساده‌اندیش نیز تلقی نکنند …”

‌ ‌

یکی از عوامل کلیدی که رسیدن به یک نتیجه برنده/برنده را تسهیل می‌کنند (فصل۵. مذاکره برنده /برنده. ص ۱۰۷)

برقراری ارتباطات شفاف و دقیق

“یکی از پیش نیاز های ضروری برای مذاکره موفق، ارسال پیامهای دقیق و شفاف از سوی طرفین است. گاه مذاکره کنندگان با وجودی که به مطرح کردن اطلاعات و به اشتراک گذاردن آنها تمایل دارند، از صراحت بیان اجتناب کرده و با جملاتی پیچیده و مبهم، با انواع استعاره‌ها و کنایه‌ها، می کوشند خواسته‌های خود را به طرف مقابل منتقل کنند. بنابراین ضمن اینکه می‌کوشید خواسته‌ها و مواضع خود را به صورت شفاف و صریح (ضمن رعایت کامل ادب) به طرف مقابل منتقل کنید، در صورت مواجهه با پیامهای مبهم و غیر شفاف از سوی طرف مقابل، تلاش کنید فضایی بر پایه اعتماد و دوستی بنا کرده و سپس از او بخواهید به صورت صریح‌تر به بیان خواسته‌های خود بپردازد… “

‌ ‌

پی‌نوشت. امیدوارم به زودی بتوانم این کتاب را تمام کرده و تکه‌هایی دیگر هم از فصل‌های بعدی در اینجا بنویسم.

مذاکره بیلبورد : جلسه دوم کلاس مذاکره دانشگاه شریف (خلاصه، تداعی‌ها و سایر نکات متفرقه)

مذاکره بیلبورد : جلسه دوم کلاس مذاکره دانشگاه شریف (خلاصه، تداعی‌ها و سایر نکات متفرقه)

پیش‌نوشت صفر. یکی از اتفاقات دوست داشتنی چند ماه اخیر برای من، لذت نشستن بر سر کلاس مذاکره محمدرضا شعبانعلی عزیز و شنیدن این درس از زبان این استاد دوست داشتنی بود که به کمک مکتبخونه، فراهم می‌شد.

اما متاسفانه هفته قبل بود که جلسات کلاس، از روی سرور مکتبخونه برداشته شدند.

دلیل این تصمیم را هنوز متوجه نشدم(آپدیت: فایل‌ها بعد از چند ماه مجددا روی سرور مکتب‌خونه هستند. هر چند دلیل این اقدام اعلام نشد).

پیش‌نوشت یک. مطالب مطرح شده در این پست، تداعی‌های من بعد از دیدن فیلم کلاس برای بار دوم است و طبیعتا ممکن است بخش‌هایی از آن دارای اشکالاتی باشد.

ادامه ی مطلب

کلاس مذاکره محمدرضا شعبانعلی در دانشگاه شریف (مکتب خونه)

چند وقت پیش، یکی از دوستانم گفت که محمدرضا جان این ترم در دانشگاه شریف کلاس مذاکره دارد.

کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا نمی‌توانم بروم و چرا دانشجوی شریف نیستم و چرا از دو سال پیش دیگر کنکور ام بی ای ندادم – حالا انگار اگر می‌دادم حتما شریف قبول می‌شدم! ..

اما دوستم گفت که قرار است این کلاس‌های محمدرضا را فیلم برداری کنند و با کمی تاخیر روی سایت مکتب‌خونه بگذارند… خبر خوشحال کننده ای بود برایم.

اما با وجود اینکه از شروع آپلود کلاس ها خبر دار شدم، تا حالا آنها را ندیده بودم. احتمالا همان استدلال همیشگی به سراغم آمده بود: حالا که فرصت هست… بعدا در موقعیتی بهتر میبینمشان…

خلاصه گذشت و گذشت، تا اینکه به اتفاق – و به خاطر شیطنت دوستمان نگار زیر پست گردهمایی سال بعد متمم – محمدرضا اسم کانال تلگرامی این کلاس را گفت (اسم کانال Sharifnegotiation هست).

با خودم فکر کردم که طبیعتا اگر محمدرضا می‌خواست یا ترجیحش این بود که کسی جوین نشود، آنرا اعلام نمی‌کرد.

در کانال جوین شدم.

برنامه کلاسی بود. صحبت‌های تکمیلی کلاس. فیلم‌ها و مقاله‌های پیشنهادی. کتاب‌های مرتبط. و کلی اطلاعات تکمیلی دیگه.

نمی‌دانم چرا با دیدن کانال جو گیر شدم! و دیشب و الان، اولین جلسه را در مکتب خونه دیدم.

حس فوق العاده ای بود.

برای من، شبیه سازی نشستن سر کلاس‌ را داشت و از این اتفاق خیلی حالم خوب شد.

تمام جملات بالا را نوشتم، تا هم از احساس فوق العاده‌ام بگویم (و از محمدرضا جان تشکر کنم)، و هم اینکه بگویم اگر به حوزه مذاکره علاقه دارید، کلاس‌های محمدرضا را در سایت مکتب خونه از دست ندید.

با بودن کانال تلگرامی و همزمان، برگزاری کلاس‌های محمدرضا در هر هفته، «حسّ بودن در یک فرآیندِ در حال انجام»، به آدم دست می‌دهد – که احساس فوق العاده‌ای است. چیزی شبیه مقایسه‌ی لذت دیدن یک برنامه بصورت زنده، و دیدن بازپخش همان برنامه.

پی‌نوشت (برای دانشجویان شریفی – که شاید گذرشان به اینجا بیوفتد). آنطور که محمدرضا جان گفت، فکر می‌کنم در هر جلسه چیزی حدود ۸۰ تا ۹۰ نفر سر کلاس‌ها حضور دارند. نمی‌دانم. ولی یک جوری شدم وقتی درباره نمره صحبت به میان آمد. بچه‌ها. واقعا هنوز دغدغه‌ی نمره هست؟… صراحتم را ببخشید. اما کاش کمی زودتر از این بچه‌بازی ها دربیاییم و بعضی فرصت‌ها را – که شاید خیلی ها آرزوی آن را دارند – زودتر از اینکه وقت تمام شود، دریابیم. (این را واقعا برای خودم نگفتم. اما حیفم آمد فرصتی که از دست کسی می‌رود را ببینم و به او نگویم…)

پی‌نوشت۲. کتاب فنون مذاکره محمدرضا جان را هم که تا نصفه خوانده بودم، کنار دستم گذاشتم تا آن را هم به برنامه روزانه‌ام اضافه کنم و سعی کنم تا هم‌افزایی بیشتری ایجاد کنم. (این را اینجا می‌نویسم که متعهدتر شود به خواندن کتاب و دادن خلاصه‌های آن در شنبه های پیش رو.)

پی‌نوشت۳. عکسی از جزوه‌ی جلسه‌ی اول من! بعید می‌دانم خاصیتی برای کسی داشته باشد. فقط چون هیجان زده بودم، آن را اینجا می‌گذارم!

جزوه ای از کلاس مذاکره محمدرضا شعبانعلی دانشگاه شریف