اینجا شاید «زنده‌بودن» خود یک اتفاق باشد ..

تمامی 65 نفر از مسافران و کادر پرواز هواپیمای تهران یاسوج هواپیمایی ماهان در اثر سقوط جان خود را از دست دادند.. تیتر از گاردین.

تسلیت سانحه هوایی سقوط هواپیمای ART

از وقتی که یادم می‌آید نوشتن، گفتن و شنیدن تسلیت همیشه برایم سخت بوده.

حدود یک سالی هم هست که انواع و اقسام بحران‌ها را داشته‌ایم و در آنها به دلایل مختلف بخشی از سرمایه‌ها و منابع واقعی کشورمان را از دست داده‌ایم. سانحه هوایی روزهای قبل، یکی از این بحران‌ها بود.

بیشتر بخوانیداینجا شاید «زنده‌بودن» خود یک اتفاق باشد ..

در ستایش پژمان جمشیدی

هدر در ستایش پژمان جمشیدی

اگر بخواهم صادق باشم، اهل سینما رفتن نیستم و از سینما چندان نمی‌دانم. به لطف سریال‌های بی‌محتوای سال‌های قبل، تلویزیون‌ را هم از مدت‌ها قبل کنار گذاشتم و سریال پژمان – که پژمان جمشیدی با بازی در آن پا به دنیای بازیگری گذاشت – را بجز چند قسمت و در مهمانی‌ها، ندیده‌ام.

به هر حال برای من هم جالب و کمی غریب بود که فردی از دنیای فوتبال به درون قاب تلویزیون و روی پرده سینما بیاید و موفق هم باشد. کاری که پژمان جمشیدی انجام داده است.

بیشتر بخوانیددر ستایش پژمان جمشیدی

یک نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

غرق شدن سانچی و یک نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

پیش‌نوشت. همیشه به دوستانم می‌گفتم: ایده‎‌آل‌گرایی مهم‌ترین نکته‌ای است که باعث می‌شود وبلاگ ننویسیم. اما امروز وقتی به خودم نگاه کردم دیدم که انگار من هم به همین دام افتاده‌ام. امیدوارم با پست‌های کوتاهی که می‌نویسم کمی از این تله بی‌فرجام فاصله گرفته و نوشتن را از سر بگیرم. ‌*** ‌ اصل نوشته: امروز سانچی بعد … بیشتر بخوانیدیک نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

تبریک روز دانشجو به دانشجویانی که به دانشگاه نمی‌روند

تبریک روز دانشجو هدر تابلو سیاه

در تلگرام، در گروه‌های کمی عضو هستم و در همان‌ها هم تقریبا غیرفعال. علاوه بر اینکه به‌نظرم تلگرام اصولا و اساسا بستر سوء تفاهم و انتقال ناقص پیام است، حسی نیز در تلگرام مانع از نوشتن با فراغِ بال می‌شود (احتمالا آن دسته از دوستانم که وبلاگ دارند و صفحه‎‌ی سفیدِ موقع تایپ متن در … بیشتر بخوانیدتبریک روز دانشجو به دانشجویانی که به دانشگاه نمی‌روند

درباه خبر ۲۸۰ کاراکتری شدن توییتر

280 کاراکتری شدن توییتر

چند سال قبل، از آنجا که فکر می‌کردم در توییتر می‌توانم به متخصصان حوزه‌های مختلف دسترسی داشته باشم، در توییتر اکانتی برای خودم ایجاد کردم. آن موقع بیشتر پیگیر بازاریابی و تبلیغات بودم و اکانت‌های مختلفی را هم مرتبط با علاقه‌ام پیدا کرده بودم. بعدها، به دلیل اینکه آشنایان قدیمی زیادی در میان کاربران توییتر … بیشتر بخوانیددرباه خبر ۲۸۰ کاراکتری شدن توییتر

مریم میرزاخانی؛ کسی که ۴۰ سال زندگی کرد

امروز ظهر با شنیدن خبر مرگ مریم میرزاخانی، بهتم زد. “امکان نداره مرده باشه. دیروز تازه خبر بستری شدنش تو بیمارستان بود. خیلی بعیده امروز مرده باشه.. “ تلگرام را باز نکردم. احتمال می‌دادم این «شایعه»، کل تلگرام را مسموم کرده باشد. اما وقتی دیدم محمدرضا هم درباره مریم پست گذاشته… ‌ ‌ مریم میرزاخانی از افرادی … بیشتر بخوانیدمریم میرزاخانی؛ کسی که ۴۰ سال زندگی کرد

آخیش؛ رفرش شدم.. (وبلاگ‌نویسی به سبک راحت‌نویسی)

۱: وبلاگ‌نویسی به سبک راحت‌نویسی از روزی که در وبلاگ محمدرضا شعبانعلی عزیز (و بعد‌ها در متمم) خواندم که هر کس باید در وبلاگ‌نویسی سبک منحصر به خودش را داشته باشد، همواره به این فکر می‌کردم که سبک وبلاگ‌نویسی من چه سبکی است و چه سبکی دوست دارم باشد. این بود که همیشه در کنار … بیشتر بخوانیدآخیش؛ رفرش شدم.. (وبلاگ‌نویسی به سبک راحت‌نویسی)

ماه رمضان و دل‌نوشته‌های دکتر شیری

(آپدیت ۱۵ خرداد –  ۷ نوشته) مقدمه. ماه رمضان امسال هم سرِ موقع از راه رسید. فکر می‌کنم صرف‌نظر از اینکه بخواهیم و بتوانیم روزه بگیریم یا نه، «تفکر» همیشه می‌تواند برای جان و روح‌مان مفید باشد. ‌ ‌ اصل نوشته: چند روز پیش یکی از دوستانم مرا با نوشته‌های سحری دکتر شیری آشنا کرد. نوشته‌های کوچک … بیشتر بخوانیدماه رمضان و دل‌نوشته‌های دکتر شیری

تمرین زبان بدن در بانک!

پیش‌نوشت. تا جایی که من می‌فهمم، تکیه بر خوانده ها درباره زبان بدن از کتابها و مقالات، و تلاش برای تحلیل و آنالیز آدمهای اطراف طبق آن کتابها و مقالات، کاری علمی نیست. آنهم کتابها و مقالات غیر بومی که طبیعتا و با توجه به فرهنگی بودن شدید این بحث، نمی‌توانند در فرهنگ ما چندان کاربردی داشته … بیشتر بخوانیدتمرین زبان بدن در بانک!

از تاکسی، تا قلیان و تا فتحعلی شاه قاجار

پیش‌نوشت. متن زیر طولانی، پراکنده و حاوی برداشت‌های شخصی است و کمترین ویرایش روی آن انجام شده. به‌نظرم گزینه‌ی مناسبی برای خواندن نباشد. اصل نوشته: مقدمه دیروز برای دیدن چند دوستِ عزیز، دل به جاده زده و کنار مسافرکش گرامی نشسته بودم. معمولا در این مواقع، هندزفری به گوشم می‌گذارم و سعی می‌کنم چیز مفیدی گوش … بیشتر بخوانیداز تاکسی، تا قلیان و تا فتحعلی شاه قاجار