من؛ مثالی عینی از فوبیای تصمیم‌گیری

(نوشته شده در ۲۶ آذر ۹۵) . سخته اما ازش گریزی نیست. اینکه قبول کنیم که ما در هر لحظه در حال انتخابیم. هر لحظه و برای همیشه. و این انتخاب‌هاست که آینده ما رو می‌سازه. اقدامی که من طی دو سال اخیر انجام دادم، فرار از این واقعیته. برام جالبه که برای این که … بیشتر بخوانیدمن؛ مثالی عینی از فوبیای تصمیم‌گیری

هزینه‌های تغییر

(نوشته شده در ۲۵ آذر ۹۵) . پی‌نوشت. همانطور که در پست قبلی گفتم، تصمیم گرفته‌ام نکاتی درباره تغییر و تغییر کردن را که در منابع مختلف خوانده یا به تجربه فهمیده‌ام، بنویسم و این اولین نوشته با این موضوع است. می‌خواهم از هزینه‌های تغییر بگویم. احتمالا شما آن را می‌دانید. همچنان که من هم آن را … بیشتر بخوانیدهزینه‌های تغییر

زندگی در جستجوی تغییر (۱)

(نوشته شده در ۲۴ آذر ۹۵) . پی‌نوشت. این مطلب، مقدمه و معرفی یک سری نوشته است. آنرا عمدا اینجا می‌نویسم تا متعهدتر شوم و ادامه‌اش بدهم. یکبار در متمم، حمید طهماسبی نژاد عزیز در یکی از کامنت‌های خود نوشت: ۵ مورد است که اگر شما داشته باشید .. جزو رویا ها می شوید. انجام مطالعه خواندن … بیشتر بخوانیدزندگی در جستجوی تغییر (۱)

«در دسترس» باشیم یا «دم دست» ؟

(نوشته شده در ۲۳ آذر ۹۵) . نمی‌خواهم روضه بخوانم که باید کمتر برای شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها وقت بگذاریم. چون فکر می‌کنم امروزه اهمیت مدیریت زمان بر همه آشکار شده. و برای افرادی هم که آشکار نشده، احتمالا قرار نیست بشه 😉 من هم بعد از چالش‌های مختلفی که در مدیریت زمان داشتم، و بعد … بیشتر بخوانید«در دسترس» باشیم یا «دم دست» ؟

خودتو جدی بگیر

(نوشته شده در ۲۲ آذر ۹۵) . یکی از نکاتی که در خودم و دوستانم کمابیش دیده‌ام، این بوده که گاهی سقف خواسته‌هایمان را به این دلیل پایین می‌گیریم که فکر می‌کنیم ما در حدی نیستیم که به آن‌ها برسیم. فکر می‌کنم پارسال بود که صاحب یکی از فروشگاه‌های نزدیک مغازه‌ی ما، آقای راضی، قصد داشت … بیشتر بخوانیدخودتو جدی بگیر

برف

اولین برف زمستان 95 تهران

(نوشته شده در ۱۷ آذر ۹۵) . احتمالا همه ما برف را دوست داریم. تا بحال کسی را ندیده ام که برف را دوست نداشته باشد. بجز یک نفر. بگذارید کمی از عقب تر شروع کنم. سال اول دانشگاه بود و من هم که سرم حسابی داغ بود که سریع پیشرفت کنم و به یک دانشمند … بیشتر بخوانیدبرف

همین که میگی، همین رو انجام بده!

(نوشته شده در ۱۰ آذر ۹۵) . پیش‌نوشت (ایجاد موضوع جدید در وبلاگ). شاید شما هم شنیده باشید که برخی می‌گویند از هر انسانی، چیزی می‌آموزند. فکر می‌کنم اگر کمی حواسمان را جمع کنیم، علاوه بر انسان‌ها، از اتفاقات -به ظاهر- ساده، خاطرات دوستان، کتاب‌ها، کسب‌وکارها، و خلاصه از خیلی چیزها در زندگی می‌شود آموخت. از … بیشتر بخوانیدهمین که میگی، همین رو انجام بده!

«کسب‌و‌کار خانوادگی» و «مسابقات امدادی»

(نوشته شده در ۷ آذر ۹۵) . پیش‌نوشت۱ . نمی‌دانم با «مسابقات امدادی» چقدر آشنا هستید ( راستش را بخواهید من درست و حسابی آشنا نبودم!). آنطور که ویکی‌پدیا می‌گوید، “مسابقهٔ امدادی نوعی رقابت ورزشی است که در آن اعضای یک تیم هر کدام بخشی از مسیر را طی می‌کنند.” یعنی، یک مسابقه انفرادی (مثل دو، شنا، … بیشتر بخوانید«کسب‌و‌کار خانوادگی» و «مسابقات امدادی»

لحظه‌ها (۱) : پادشاه فصل‌ها؛ پاییز

(نوشته شده در ۲۲ آبان ۹۵) . لحظه‌ها!؟ همانطور که در پست قبل هم اشاره کردم، مدتی است که یک دوربین نیمه‌آماتوری (نمی‌گم که نیمه‌حرفه‌ای!) DSLR خریده‌ام و اوقات فراغتم را به عکاسی می‌گذرانم. البته برنامه‌ای برای دنبال کردن حرفه‌ای عکاسی ندارم، اما عکاسی را به عنوان یک ایده برای «بهتر دیدن دنیای اطراف» دوست دارم. … بیشتر بخوانیدلحظه‌ها (۱) : پادشاه فصل‌ها؛ پاییز

تفریح یا کار ؟! انتخابی برای جمعه بعدازظهر

(نوشته شده در ۱۴ آبان ۹۵) . امروز جمعه بود. یک جمعه با هوای عالیِ پاییزی. یا به قول بچه‌ها، هوای پاییزی دو نفره‌! از آنجاییکه بتازگی دوربینی نیمه آماتوری DSLR خریده‌ام، با دیدن شرایط حس کردم که تلفیق مناظر زیبای پاییزی و این هوای فوق‌العاده، شرایط خیلی خوبی را برای عکاسی در فضای باز فراهم … بیشتر بخوانیدتفریح یا کار ؟! انتخابی برای جمعه بعدازظهر