آیا اجازه دارم فکر کنم؟ [چند خبر درباره هوش مصنوعی]

آیا اجازه دارم فکر کنم؟ [چند خبر درباره هوش مصنوعی]

این روزها همه جا از توسعه هوش مصنوعی می‌شنویم. اینکه دنیا در سال‌های آینده شباهت زیادی به این سال‌ها نخواهد داشت و ماشین‌ها جای خود را بیش‌تر از قبل در زندگی ما باز خواهند کرد.

در روزهای گذشته چند خبر درباره هوش مصنوعی دیدم که تیترهای نسبتا جذابی داشتند. در اینجا آنچه از خواندن آنها فهمیده‌ام یا برایم تداعی شده را می‌نویسم. طبیعتا سعی خواهم کرد آنچه فهمیده‌ام را به زبان خودم بنویسم و نه لزوما با وفاداری به متن خبر.

خبر اول، درباره توییت اخیر ایلان ماسک و نگرانی او از آینده ربات‌ها بود و اینکه عجیب نخواهد بود اگر در آینده نزدیک ببینیم یکی از این ربات‌ها با سرعت بالایی از کنار ما رد شود (+).

واقعا هم نحوه حرکات ربات اطلس که ایلان ماسک توییت خود را در پاسخ به تصویری از آن نوشته، جالب توجه – و تا حدی ترسناک – به نظر می‌رسد (ویدیویی از ربات  اطلس را در اینجا می‌توانید ببینید).

elon-musk-AI ایلان ماسک خطرات هوش مصنوعی

خبر دوم، مسابقه drone بین انسان و هوش مصنوعی بود.

این مسابقه بخشی از پروژه Jet Propulsion Laboratory ناسا بود. پروژه‌ای که گوگل سرمایه‌گذاری آن‌را انجام داده و هدفش خودکارسازی پرواز هواپیما‌های بدون سرنشین (drone) بوسیله هوش مصنوعی است.

روند مسابقه هم مشخص بوده: مسیری مشخص تعبیه شده و Ken Loo که از افراد خبره در کنترل دِرون‌ است، رو در روی پرنده‌ای خودکنترل‌شونده قرار گرفت و شبیه مسابقات رالی، هر کدام چند دور (Lap) مسیر مسابقه را طی کردند.

هر چند Ken Loo توانست با ثبت میانگینی بهتر (۱۱ ثانیه در برابر ۱۳ ثانیه) برنده این مسابقه شود، اما دو نکته را نباید فراموش کنیم:

  1. یکی از دلایل برتری Ken Loo، یادگیری سریع‌تر او بوده است. در واقع طبق گزارش‌ها، در دورهای ابتدایی میانگین‌ها مشابه بوده‌اند، اما یادگیری سریع Loo در دورهای اولیه باعث شده میانگین بهتری را در دورهای بعد ثبت کرده و برنده مسابقه شود. اما از آنجا که علوم وابسته و متدهای هوش مصنوعی دائما در حال پیشرفت است، به‌نظر می‌رسد احتمال اینکه در سال‌های بعد نتیجه‌ای متفاوت از چنین مسابقه‌ای رقم بخورد کم نباشد.
  2. همانطور که Ken Loo گفته بود، یکی از ضعف‌های بشر نسبت به ماشین، خستگی است. ظرفیت ذهنی ما محدود است و بشر بعد از انجام هر کاری نیاز به استراحت دارد. اما ماشین مجهز به هوش مصنوعی می‌تواند هر بار کار را با کیفیتی بهتر – یا لااقل مشابه قبلی – انجام داده و خطایی ناشی از خستگی نداشته باشد.

(درباره این مسابقه می‌توانید در اینجا با رویکرد تحلیلی، و اینجا با رویکرد فنی‌تر بخوانید و فیلم آن را هم در اینجا ببینید.)

خبر سوم، درباره قابلیتی جدید از فیسبوک برای تشخیص محتوای مرتبط با خودکشی بوسیله هوش مصنوعی بود (+).

فیسبوک تلاش می‌کند به لطف فناوری موسوم به proactive detection و با الگوریتم‌های هوش مصنوعی و سابقه گزارش‌های قبلی کاربران، محتوای متنی و تصاویری که بوی خودکشی می‌دهد را شناسایی کرده و قبل از report کاربران، به کاربری که احتمال خودکشی دارد کمک کند. این کمک از راه‌های مختلفی می‌تواند باشد. مثل اطلاع به دوستان آن کاربر، صحبت با خود او و دادن پیشنهاد کمک به او و حتی فرستادن کمک‌های اولیه برای کاربر.

اما چند نکته.

اول اینکه در مقاله آمده که از مسئولین فیسبوک پرسیدند که آیا کسی می‌تواند این سیستم را خاموش کند و نخواهد که فیسبوک کمکش کند؟ پاسخ: نع! نمی‌شود. این کمک برای کاربر اجباری است و کاربر نمی‌تواند مانع آن شود.

همچنین مدیران فیسبوک درباره اینکه آیا این سطح از اسکن اطلاعات کاربران و پردازش آن توسط هوش مصنوعی برای مقاصد دیگری هم استفاده خواهد شد یا نه پاسخی شفاف نمی‌دهند و صرفا می‌گویند که این پروژه برای “کمک” ساخته شده است و جای “ترسی” نیست.

از همه اینها که بگذریم، این نکته هم به نظرم جالب آمد که آیا ممکن است اگر روزی انسان نتواند رفتار خود را کنترل کند ، ماشین رفتار او را به سمت مطلوب‌تر هدایت کند؟ اصلا تا کی ما مجاز خواهیم بود که آنطور که می‌خواهیم فکر و رفتار کنیم؟ آیا همین الان این اجازه را داریم؟

‌ ‌

پی‌نوشت. موقع نوشتن از فیسبوک یاد مطلبی افتادم که خیلی قبل‌تر ها درباره این حرص فیسبوک برای جمع‌آوری اطلاعات کاربران نوشته بودم به نام عکسی جدید برایم بفرست!