خلاصه‌ی کتاب (۵): فصل ۱۳ کتاب وضعیت آخر (تامس هریس)

(نوشته شده در ۱۴اسفند ۹۵)

.

این هفته‌ هم مطابق روال هر شنبه، خلاصه کتاب‌های خوانده شده در طول هفته را اینجا قرار می‌دهم.

طی هفته‌ی گذشته، فصل ۱۳ (و آخر) کتاب وضعیت آخر، تامس هریس را خوانده و خلاصه کردم. در این فصل نویسنده درباره کارکرد های مدل تحلیل رفتار متقابل برای بررسی رفتارهای اجتماعی و تعامل بین ملت‌ها صحبت کرده و آن را با مثال‌های متنوع تشریح می‌کند.

طبیعتا، همانطور که قبلا هم اشاره کرده‌ام، احساس من این است که برای فهم عمیق مباحث مطرح شده، خواندن متن کتاب قابل جایگزینی با چیز دیگری نمی‌تواند باشد. هر چند احتمالا بعد از خواندن کتاب، نوشتن خلاصه و همچنین دیدن خلاصه‌های مختلف بتواند به درک بهتر مفاهیم مطرح شده در کتاب کمک کند.

خلاصه‌ی فصل ۱۳ کتاب وضعیت آخر :

* خلاصه‌ی فصل ۱۳ با عنوان مفاهیم اجتماعی «والد،بالغ،کودک» : دانلود (۳۶۰ کیلو بایت)

پی‌نوشت. با این فصل، پرونده‌ی کتاب وضعیت آخر بسته شد.

هر چند این روزها بیشتر مشغول متمم خوانی هستم، اما سعی خواهم کرد در روزهای آینده خلاصه‌ای کلی هم از این کتابِ مفید روی وبلاگ بنویسم.

خلاصه‌ی کتاب (۴): فصل ۱۲ کتاب وضعیت آخر (تامس هریس)

(نوشته شده در ۸ اسفند ۹۵)

.

میدونم بهونه آوردن اصلا کار درستی نیست، اما با این حال می‌خوام بهونه بیارم که هفته گذشته کمی سرم شلوغ بود!

از طرفی، فصل ۱۲ هم نسبت به فصل‌های قبلی، متن ثقیل تری داشت و برای فهم‌ قسمت‌هایی از کتاب مجبور بودم با تمرکز بالایی گاها بخش‌هایی رو دو یا چند باره بخونم.

به هر حال، این هفته هم کتاب تمام نشد و باید لذت اعلام تمام کردن کتاب را تا هفته‌ی بعد به تاخیر بیاندازم.

اما در این فصل، نکته‌ی جالبی که مورد بحث قرار گرفت، موضوع رابطه‌ی “دین و تجربه‌ی دینی” با “ارزش‌ها” و “مدل تحلیل رفتار متقابل” بود. که امیدوارم فرصت کنم و در چند روز آینده درباره تداعی‌هایم از این موضوع مطلبی جداگانه بنویسم.

ضمنا همانطور که قبلا هم اشاره کرده‌ام، مطالبی را که تحت عنوان «خلاصه‌ی کتاب‌» منتشر می‌کنم، صرفا خلاصه‌ای از برداشت‌های من، آن‌هم به زبان خودم، از متن کتاب هست که لزوما منظور نویسنده را نمی‌رساند. با این توضیحات، طبیعتا خواندن این خلاصه‌ها به هیچ وجه نمی‌تواند جایگزین خواندن اصل کتاب شود.

خلاصه‌ی فصل ۱۲ کتاب وضعیت آخر :

* خلاصه‌ی فصل ۱۲ با عنوان «والد،بالغ،کودک» و ارزش‌های اخلاقی: دانلود (۹۰۰ کیلو بایت)

خلاصه‌ی کتاب (۳): فصل ۱۰ و ۱۱ کتاب وضعیت آخر (تامس هریس)

(نوشته شده در ۳۰ بهمن ۹۵)

.

خوشبختانه این هفته هم توانستم دو فصل کتابخوانی و خلاصه نویسی داشته باشم و کتاب «وضعیت آخر» تامس هریس را تا فصل‌های پایانی پیش ببرم.

به امید خدا سعی می‌کنم در هفته‌ی بعد، خلاصه‌ی نهایی این کتاب را به همراه یک پست کلی درباره‌ی کتاب بنویسم.

فعلا و در اینجا، خلاصه‌ی فصل‌های ۱۰ و ۱۱ کتاب را می‌آورم.

لازم است دوباره تاکید کنم که خواندن این خلاصه‌ها (که من اون‌ها رو به زبان خودم – و نه لزوما با زبان و ترتیب کتاب – نوشتم)، به هیچ وجه نمی‌تونه جایگزین خواندن اصل کتاب باشه. در کتاب همین مفاهیم به ظاهر ساده با کلی مثال و توضیح شرح داده شده که به جا افتادن و دیدن زوایای مختلف مسئله کمک می‌کنه و این خلاصه، فقط در صورتی که کتاب رو از قبل خواندید، ممکنه برای نظم دادن و مرور مفید باشه.

خلاصه‌ی فصل ۱۰ و ۱۱ کتاب وضعیت آخر :

* خلاصه‌ی فصل ۱۰ با عنوان «والد،بالغ،کودک» و بلوغ : دانلود (۴۰۰ کیلو بایت)

* خلاصه‌ی فصل ۱۱ با عنوان معالجه چه وقت لازم می‌شود؟ : دانلود (۴۰۰ کیلو بایت)

خلاصه‌ی کتاب (۲): فصل ۸ و ۹ کتاب وضعیت آخر (تامس هریس)

(نوشته شده در ۲۴ بهمن ۹۵)

.

بنا به سنتی که قصد دارم به یک عادت تبدیلش کنم، خلاصه‌ی فصل‌های خوانده شده در هفته قبل رو اینجا قرار می‌دم.

فقط بطور خلاصه بگم که به نظرم خوندن این خلاصه‌ ها فقط در صورتی منطقی به نظر می‌رسه که یا از قبل کتاب رو خوانده باشید و بخواهید با این خلاصه‌ها، دانسته‌های قبلی‌تون رو مرور کنید، یا اینکه بخواهید بعد از دیدن محتوای کلی کتاب (از روی خلاصه‌ها) درباره تهیه کتاب تصمیم بگیرید. و به هیچ وجه خواندن خلاصه کتاب نمی‌تواند جایگزین خواندن خود کتاب باشه.

خلاصه‌ی فصل ۸ با عنوان «والد،بالغ،کودک» و ازدواج : دانلود (۶۸۰ کیلو بایت)

خلاصه‌ی فصل ۹ با عنوان «والد،بالغ،کودک» و بچه‌ها : دانلود (۸۶۰ کیلو بایت)

حواشی درس «تحلیل رفتار متقابل» در متمم + تصمیم جدید (در حال تکمیل)

(نوشته شده در ۲۲ بهمن ۹۵)

.

پیش‌نوشت (تصمیم جدید من). بعد از تجربه‌ی مثبت آشتی دوباره‌ام با کتاب (که اینجا درباره‌اش نوشته‌ام)، تصمیم گرفتم روند مطالعاتی خودم از مطالعه‌ی دروس متمم را هم در وبلاگم بنویسم.

الان که این متن را می‌نویسم، مشخصا به دنبال اهداف زیر هستم:

  1. افزایش ساعات متمم‌خوانی – حدود یک ماه است که ساعات فعلی به حداقل کاهش یافته – با ایجاد تعهد بیرونی.
  2. تمرکز بیشتر بر روی دروس.
  3. ثبت حرف‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی که از خواندن دروس برایم بوجود آمده اما از صحت آنها مطمئن نیستم.
  4. بحث و همفکری بیشتر با دوستانم در فضای کامنت‌ها: اگر به تعبیر محمدرضا جان، متمم را محیط «آکادمیک» بدانیم (که به‌نظرم فراتر از آن است) و روزنوشته‌های محمدرضا جان را «حیاط خلوتِ متمم»، شاید وبلاگ دوستان متممی را بتوان همان فضاهای کوچک برای گپ زدن پیرامون نکات کلاس درسی در نظر گرفت –  شاید همان «کلاس‌های خالی‌» دانشکده (که در این ساعت کلاسی در آنها برگزار نمی‌شود). جایی که دقت آکادمیک معیارِ اصلی صحبت‌ها نیست و هدف اصلی، تفکر بیشتر پیرامون موضوع مطرح شده در کلاس است.

نمی‌دانم این تجربه چقدر موفقیت آمیز باشد، اما تصمیم گرفتم از همین الان آغازش کنم.

‌پیش‌نوشت۲. حواشی را به معنای لغوی آن به معنی کناره و جوانب به کار می‌برم (و نه معنای اصطلاحی و منفی آن) و منظورم حاشیه نویسی بر دروس است.

پیش‌نوشت۳. این سری مطالب چون همزمان با خواندن دروس توسط من تکمیل می‌شوند، ذاتا کامل نیستند – مگر در ویرایش آخر که عبارت درحال تکمیل را از عنوان آن‌ها بردارم.

پیش‌نوشت۴. به هیچ وجه روی علمی بودن مطالب زیر حساب نکنید. اینها صرفا نتایجی هستند که من از درس‌ گرفته‌ام و اگر مطمئن بودم، قطعا آنها را در متمم و در زیر خود درس‌ها کامنت می‌گذاشتم – و نه اینجا.

«تحلیل رفتار متقابل»

۱

اولین آشنایی من با بحث تحلیل رفتار متقابل، مربوط به گفتگوی محمدرضا شعبانعلی عزیز و دکتر شیری در قالب رادیو مذاکره بود.

همچنان فکر می‌کنم شنیدن یک گفتگو برای آغاز یک بحث، نقطه شروع خوبی باشد و هنوز هم – با وجود اینکه مدت‌ها قبل فایل را چند باری گوش دادم – وقتی مبحثی را درباره تحلیل رفتار متقابل می‌خوانم، صدا و مثال‌های دکتر شیری و محمدرضا جان را در ذهنم می‌شنوم.

لینک رادیو مذاکره (فایل چهارم از سری گفتگو‌ها مدنظرم هست)

۲ «مفهوم نوازش در تحلیل رفتار متقابل»

در این درس می‌خوانیم که مفهوم نوازش چیست و نوازش به چه انواعی تقسیم می‌شود.

* لینک کامنت من در این درس

** نکات:

(۱)

یکی از نکاتی که بعد از خواندن نوازش‌های کودکانه/بالغانه/والدانه به نظرم رسید، این بود که تصور کردم این صفت ها با حالات شخصیتی کودک/بالغ/والد در ارتباط هستند و به عبارت دیگر، این صفات مربوط به نوازش شونده یا نوازش کننده است. اما بعد با کمی فکر، به دو دلیل به نتیجه رسیدم که این صفات، صرفا قصد دارد حالت‌های کلی نوازش را توضیف کند و به حالات شخصیتی نوازش کننده و نوازش شونده برنمی‌گردد.

دلایلم اینها بودند:

۱. نوازش کننده ممکن است با هر کدام از حالات شخصیتی خود، دیگری را نوازش کند. یا اینکه می‌تواند آگاهانه، و وقتی در حالت بالغ خودش است، نوازشی کودکانه داشته باشد. مثلا اگر عبارت “چه لباس قشنگی پوشیدی” که نوازشی کودکانه است، آگاهانه بکار رود (با مود شخصیتی بالغ در نوازش دهنده). پس نوازش کودکانه/بالغانه/والدانه، لزوما حالت شخصیتی نوازش کننده را مشخص نمی‌کند.

۲. دریافت نوازش، توسط کودک انجام می‌شود. درواقع نوازش شونده، همیشه در مود کودک خودش نوازش را دریافت می‌کند و اساسا کودک است که نیاز به نوازش دارد.

به خاطر این دو دلیل، فکر می‌کنم در تقسیم بندی نوازش به انواع نوازش کودکانه/بالغانه/والدانه، منظور صرفا حالت انتقال پیام است که احساسی است، منطقی است یا به شکل باید و نباید است (شبیه عملکرد «کودک» ، «والد» ، و «بالغ»).

(۲)

در مورد نوازش‌های نامشروط، طبق چیزی که از کتاب وضعیت آخر یاد گرفتم، فکر می‌کنم تنها اشخاصی که بالغ قوی دارند می‌توانند نوازش دهنده‌یِ نامشروطِ مثبت باشند. بدلیل اینکه نوازش دیگران، طبیعتا با توجه کردن به آنها همراه است و این با «طبیعت غیر خوب کودک» در تضاد است. شخصی که بالغ ناپخته یا رشد نکرده دارد، ممکن است یک نوازشگر مشروط مثبت باشد و طبق همان بازی‌های دوران کودکی «یکی من – یکی تو»، در صورت دریافت نوازش مثبت، متقابلا نوازش دهنده را نوازش کند.

بگذارید مثال بزنم.

چند وقت پیش – در جایی که کار می‌کردم، اتفاقی عجیب و نادر دیدم.

وقتی همکاران باید کار فیزیکی خاصی را بین خودشان تقسیم می‌کردند، یکی از خانم‌ها، کار سخت تر را برداشت – فکر می‌کنم چنین اتفاقی بسیار نادر است.

وقتی از او علت را جویا شدیم، گفت : می‌خواهم بار بیشتر روی دوش من باشد و همکارانم را کمک کنم…

فکر می‌کنم شخصیتی بالغ، می‌تواند اینطور فکر کند (و این خوبیِ نامشروط را انجام دهد). در حالی که کودک – طبیعتا – در چنین شرایطی فکر زرنگ بازی است و اینکه کار راحت تر را انجام دهد.

خلاصه‌ی کتاب (۱): فصل ۶ و ۷ کتاب وضعیت آخر (تامس هریس)

(نوشته شده در ۱۷ بهمن ۹۵)

.

همانطور که اینجا نوشته بودم، بعد از مدتی که کتابخوانی ام به حداقل کاهش یافته بود، هفته گذشته و با ایده‌ای که در وبلاگ امین توجهم را به خودش جلب کرد  بطور جدی تری کتابخوانی را شروع کردم و از این به بعد هر هفته خلاصه‌ی فصولی که خوانده‌ام را در وبلاگ خواهم گذاشت.

برای اولین هفته، در اینجا فایل‌های خلاصه‌ی فصل ۶ و ۷ کتاب وضعیت آخر را می‌گذارم:

دانلود خلاصه فصل ۶ (حجم ۹۷۰ کیلوبایت)

دانلود خلاصه فصل ۷ (حجم ۸۵۰ کیلوبایت)

آیا می‌توانیم تغییر کنیم؟

(نوشته شده در ۱۱ دی ۹۵)

.

پی‌نوشت. “آیا می‌توانیم تغییر کنیم؟”، عنوان فصل چهارم کتاب وضعیت آخر ( نوشته تامس ای. هریس) است. این کتاب به معرفی و توضیح مدل تحلیل رفتار متقابل می‌پردازه.

در این فصل، نویسنده تغییر رو از دیدگاه مدل تحلیل رفتار متقابل ( و با توجه به سه مد وضعیتی کودک، والد و بالغ) بررسی کرده.

برای من که تا بحال از این جنبه به تغییر نگاه نکرده بودم، این نحوه نگرش جالب بود. این بود که همین دیشب – که خواندن این فصل رو تمام کردم – برگه‌ای برداشتم و چیزهایی که در ذهنم بود را نوشتم. شاید بشود آن‌ را بیشتر تداعی‌های من از فصل مذکور دانست تا خلاصه‌ی آن.

تام هریس معتقد است برای  گرفتن هر تصمیم، سه رشته اطلاعات باید با هم مخلوط شوند و برآیند، هر چه باشد، نتیجه‌ی تصمیم ما را مشخص خواهد کرد.

  • یک رشته اطلاعاتی است که از کودک می‌آید. این اطلاعات، عواطف و احساسات ما، شامل تمام نوازش‌ها و تحقیر شدن‌ها و ترسیدن‌های ماست که از گذشته در ما ضبط شده.
  • رشته‌ی دیگر، اطلاعاتی است که از والد می‌آید و شامل قوانین، باید ها و نباید ها، اخلاقیات، عرف و … است که والدین و جامعه به ما آموخته و بصورت بسته‌های اطلاعاتی، از گذشته در ذهن ما ذخیره شده.
  • رشته‌ی سوم، اطلاعاتی است که از واقعیت موجود در حال می‌آید – که قلمرو بالغ است.

پس برای هر تصمیم، این سه اطلاعات با هم در ذهن بررسی می‌شوند و تصمیم ما را شکل می‌دهند.

برای مثال، احتمالا اگر در کودکی پدر و مادر ما مُصِر بودند که “دست نزن خراب می‌شود”، احتمالا ما امروز در تصمیم‌های خود، بسیار محافظه‌کار خواهیم بود – که مبادا خراب شود.

اما، این داستان برای فردی که بالغ فعال‌تری دارد می‌تواند جور دیگری باشد.

همانطور که تام هریس می‌گوید، تمامی اطلاعات آمده (از گذشته – اطلاعات کودک و والد – و از حال) باید توسط بالغ بررسی شده و صحت آن‌ اطلاعات به تایید بالغ برسد. (هر بار که من دست به کاری زده‌ام خراب نشده، درسته؟ پس شاید این دستور مرا بیخودی محافظه کار کرده)

پس برای تغییر؛

که نوعی تصمیم است، لازم است بالغی فعال داشته باشیم. طوری که بالغ به دور از فشار‌های روانی والد و فشارهای احساسی کودک، بتواند آزادانه فکر کند.

اگر بخواهم جمع بندی کنم – و به سوال اصلی پاسخ بدهم –

بله، تغییر ممکن است. به شرط اینکه ما بتوانیم مرکز فرماندهی وجودمان را به دست بالغ بسپاریم. و در غیر این صورت، تصمیم‌های زندگی (به شکل جبر گونه‌ای) صرفا با توجه به اطلاعات ضبط شده‌ی کودک و والد در گذشته گرفته خواهند شد. که در این حالت، آینده صرفا تکرار گذشته خواهد بود (و تغییر ناممکن).