تنها امید زندگی؛ ترانه‌ای از سینا سرلک

امروز بنظرم رسید فضای وبلاگم کمی سنگین شده. این بود که برای خارج شدن از این فضا و نزدیک شدن دوباره به وبلاگ شخصی، تصمیم گرفتم یکی از آهنگ‌هایی که این روزها به آن گوش می‌دهم را در اینجا معرفی کنم.

اما اینجا تازه شروع مشکل بود.

چند آهنگ بود که به نظرم آهنگ‌های خوبی بودند و انتخاب یکی از آنها، به معنی انتخاب نکردن بقیه بود (دقیقا شبیه زندگی واقعی 😉 ).

به هر حال، هر طور که حساب کردم دیدم ترانه سینا سرلک به نام آخرین امید زندگی بیشتر به دلم می‌نشیند، فلذا آن را انتخاب کردم.

گویا سینا سرلک این ترانه را برای سریال شهرزاد خوانده. اگر چه من سریال شهرزاد را ندیده‌ام، اما ترانه‌هایی که برای این سریال خوانده می‌شوند را (مثل ترانه‌ی برخیز) دوست دارم.

متن ترانه را (به همراه دست‌خط خرچنگ‌قورباغه‌ی من!) در زیر می‌بینید. اگر هم دوست داشتید، می‌توانید خود ترانه را از «بیپ تونز» دانلود کنید.

‌ ‌

متن ترانه (با شعری از علیرضا شجاع پور) :

کاش ای تنها امید زندگی .. می‌توانستم فراموشت کنم
یا شبی چون آتشِ سوزانِ دل .. در مزار سینه خاموشت کنم
کاش چون خوابِ گران از دیده‌ام .. نیمه‌شب‌ها یادِ رویت می‌گریخت
مرغ دل افسرده حال و بسته پر .. از دیار آرزویت می‌گریخت

.‌. .. ‌..

کاش احساسِ نیازِ دیدنت .. از وجودم چون وجودت دور بود
در دلم آتش نمی‌زد آن نگاه .. کاش آن شب چشم‌هایم کور بود
کاش از باغِ خوشِ رویایِ تو .. دختر اندیشه‌ام پَر می‌گرفت
فارغ از اندیشه‌ی هجران و وصل .. زندگی بی‌عشقت از سر میگرفت
کاش آن شب در گلستانِ خیال .. ای گل وحشی نمی‌چیدم تو را
تا نسوزم در خزان آرزو .. کاشکی هرگز نمی‌دیدم تو را
کاشــکی هرگز نمیدیدم تو را ….. کـــــــــــــاشکی …

‌ ‌

تنها امید زندگی سینا سرلک

‌ ‌

پی‌نوشت۱. یکی از نامزد‌های حذف شده برای انتخاب ترانه امشب، ترانه‌ی دیگری از همین خواننده به نام «زیر سقف دودی» بود که اگر فرصت داشتید، امیدوارم از گوش دادن آن هم لذت ببرید: «دانلود ترانه زیر سقف دودی از بیپ تونز».

پی‌نوشت۲. قبلا هم یکی از ترانه‌های سینا سرلک را معرفی کرده بودم: ترانه «چه کنم؟».

«آخرین رویا» ؛ ترانه‌ای از علی زند وکیلی

یکی از تغییرات چند سال گذشته من، صفر شدن زمان گذرانده‌ام پای تلویزیون است.

نگرش به هدر رفتن عمر پای تلویزیون، که از حدود ده سال پیش و در دوران دبیرستان توسط معلمی مهربان (آقای والی) در من شکل گرفته بود، در سال‌های اخیر و با معلم مهربان دیگری (محمدرضا شعبانعلی) تکمیل شد.

این مقدمه را گفتم که بگویم اینطور که از وبسایت‌های ترانه فهمیدم، علی زند وکیلی ترانه‌ای برای تیتراژ مجموعه تلویزیونی «زیر پای مادر» خوانده است.

در این دو روزی که ترانه را دانلود کرده‌ام، بارها و بارها آن را گوش کرده‌ام.

گفتم شاید شما هم با تلویزیون بیگانه باشید، اما این ترانه‌ی زیبا را دوست داشته باشید:)

‌ ‌

لینک به ترانه آخرین رویا در سایت نکس‌موزیک

‌ ‌

متن ترانه:

برگرد، عاشق ترین هم‌درد، آخر چگونه از خیالت بگذرم، برگرد و غمگینم مکن

شب‌ها، ای آخرین رویا، من بی تو از رویای خود تنهاترم، تنهاتر از اینم مکن

مرا بگیر آتشم بزنو، جان بده به منو، در سپیده ی جان روشن باش

مرا ببین ای که بی تو منم، بی تو میشکنم، ای تمام جهان با من باش

‌ ‌

شمع توام تو ببین، در اشک من بنشین، ای روشنای جهان رو سوی سایه مکن

بی من مرا (مرو) به سفر، از گریه ام مگذر، ای بی تو من نگران از من گلایه مکن

مرا بگیر آتشم بزنو جان بده به منو در سپیده جان روشن باش

مرا ببین ای که بی تو منم بی تو میشکنم ای تمام جهان با من باش

‌ ‌

‌ ‌

علی زند وکیلی - تیتراژ سریال زیر پای مادر

“اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم” (ترانه‌ای از سینا سرلک)

(نوشته شده در ۱۱ بهمن ۹۵)

.

مدت زیادی نیست که از طریق وبلاگ محمدرضا جان با سینا سرلک آشنا شده‌ام. اولین ترانه‌ای که از او شنیدم و محمدرضا معرفی کرده بود، «برخیز» بود که برای سریال شهرزاد خوانده شده بود.

بتازگی ترانه‌ای دیگر از او را هم اتفاقی در اینترنت دیدم: «چه کنم». آنرا دانلود کردم و تا بحال بارها و بارها به آن گوش داده‌ام.

صدا. موسیقی و متن ترانه. همگی به نظرم عالی هستند.

گفتم اگر شما تابحال آن را نشنیده‌اید، شاید دوستش داشته باشید.

دانلود ترانه‌ی چه کنم سینا سرلک از بیپ تیونز : اینجا.

.

متن ترانه (روزبه بمانی)

از من چه مانده بعد تو جز ناتوانی ام
جز سنگ قبر خاطره روی جوانی ام
بی عشق و بی عاطفه و هیچ وعده ای
ماندم چگونه سمت خودت می کشانی ام

آن من که آزموده جهان را به عشق خویش
حالا برای همچون تویی امتحانی ام
آن [حال] از نبرد بین تو و اعتماد من
این از قمار بین من و زندگانی ام

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی‌کِشد تن من برای کُشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم
باید بمیری یا نگویی دلت کجاست
درسی که داده ای به من از هم زبانی ام
حالا که نیستی و نمی خوایی‌ام بگو
حالا چرا به پای خودت می نشانی ام

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم

اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من برای این همه تن چه کنم