از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۳) :غرفه‌ی پویا نقش

(نوشته شده در ۸ بهمن ۹۵)

.

یکی از شرکت‌هایی که در این چند باری که به نمایشگاه رفته‌ام همیشه نسبت به قبل پیشرفت داشته، شرکت پویا نقش است.

کار پویا نقش، چاپ بر روی اجسام سخت (چوب، سنگ، …) است اما همانطور که خودشان هم می‌گویند، کارهای سنگی‌شان نقطه قوت‌ آنها است.

به‌نظرم پویا نقش یکی از مثال‌های تمرکز بر یک بازار خاص برای فعالیت است. شرکتی که علی رغم اینکه کارهای مشابهی هم انجام می‌دهد، اما جرات این را دارد که خود را تنها در یک زمینه متخصص بداند. شاید همین جرات به حاشیه راندن بقیه کارها بوده که آنها را در شاخص شدن یاری کرده است.

فکر می‌کنم یکی از ویژگی‌هایی که در بازدید از غرفه‌ی آنها می‌توان دید، تاکید روی احساس باشد و اینکه بازدید کننده حال خوبی را تجربه کند. این را از برخورد مسئولان غرفه و نحوه‌ی چیدمان و ترتیبی که کارها را به نمایش گذاشته‌اند، می‌شود حس کرد.

این‌ها را که نوشتم بهانه بود، در اصل می‌خواستم حس خوب دیدن این تابلوی کوچک سنگی در بین آن‌همه شلوغی نمایشگاه را، با شما به اشتراک بگذارم.

چاپ شعر مولانا بر روی سنگ - غرفه‌ی پویا نقش در نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی

 

 

پی‌نوشت: سایت شرکت پویا نقش و صفحه اینستاگرام آنها.

بابک شلمان ، نهایت آرزو و تبلیغات

(نوشته شده در ۵ بهمن ۹۵)

.

با بابک شلمان در نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی امسال آشنا شدم. از خواننده‌های جوان پاپ در ایران است. صدای خوبی دارد و برخوردی گرم و صمیمی.

بابک در غرفه شرکت «شیوه نوین بیان» به اجرای زنده موسیقی می‌پرداخت.

او را برای اولین بار بودم که می‌دیدم. داشت گیتار میزد و می‌خواند. ایستادم و لذت بردم تا قطعه ای که می‌خواند را تمام کند. وقتی تمام کرد، با هم گپی زدیم، خسته نباشیدی به او گفتم و شروع کردم تا چند تایی از او عکس بگیرم.

بابک هم به پشت غرفه رفت و برایم یک حلقه از آلبوم فوق العاده اش را آورد: نهایت آرزو 

وقتی آهنگ جدید را شروع کرد، هر چند برایم کمی دیر شده بود، اما نمی‌توانستم از حال خوب شنیدن موسیقی‌ای که اجرا می‌کرد، بگذرم. شروع کردم و با دوربینم از او حین خواندن ترانه‌ی «الهه‌ی ناز» فیلم برداری کردم. هر چند حواسم به نویز و صداهای محیطی نبود و اینکه باید یک ریکوردر – یا لاقل موبایلم – را برای ضبط صدا نزدیک او می‌گذاشتم، اما فیلمی که گرفتم برای مرور خاطره‌ی آن لحظه کافیست و الان هم که برای چندمین بار و به بهانه‌ی نوشتن این پست به آن گوش دادم، حس خوبی سراسر وجودم را فراگرفت… (به دلیل کیفیت صدای پایین آنرا در اینجا نمی‌گذارم).

دیروز با این جوان پرانرژی و صمیمی گپ و گفتی تلفنی داشتم، که با اجازه‌ی او، این گپ و گفت را به یک مصاحبه‌ی تلفنی کوتاه تبدیل کردیم. از طریق لینک زیر می‌توانید آنرا بشنوید:

گپ و گفت تلفنی من با بابک شلمان (مدت ۵:۵۴ – حدود ۳ مگابایت)

همانطور که در فایل صوتی گفته شده، اولین کنسرت بابک شلمان عزیز، همین پنجشنبه (۷ بهمن ۹۵) در رودسر (گیلان) برگزار خواهد شد. خیلی دوست داشتم در کنسرت او شرکت کنم. اما متاسفانه به دلیل بُعد مسافت برایم مقدور نیست. پیشنهاد می‌کنم اگر اهل موسیقی هستید و امکانش را دارید، کنسرت او را از دست ندهید.

(( اطلاعات تکمیلی در مورد کنسرت را در اینجا می‌توانید بخوانید. ))

 

تمام اینها را گفتم و نوشتم تا از بابک تشکر کنم.

به خاطر همه‌ی آن احساس خوبی که دارد. به خاطر اینکه گیتارش را با عشق می‌نوازد. به خاطر اینکه روح بزرگی دارد و شایسته‌ی بزرگ شدن است.

امیدوارم در آینده بیشتر و بیشتر درباره بابک شلمان بشنویم و هر کجا که هست، دلش شاد، لبش خندان و حالش خوب باشد 🙂

به قول او که گفت:

“معجزه رو وقتی باور کنیم اتفاق می‌افته”

95-11-05 - babak shalman

 

پی‌نوشت. شرکتی که بابک در آن به اجرای موسیقی می‌پرداخت – و هر دو اسم آن را در آن لحظه به خاطر نداشتیم- شیوه نوین بنیان است و مدیر این مجموعه‌ جناب آقای نورمحمدی است. من آشنایی‌ای با آقای نورمحمدی ندارم اما آنطور که بابک می‌گفت باید انسانی محترم و هنر دوست بوده باشند (درباره این غرفه و تاثیر موسیقی در بازاریابی و تبلیغات، جداگانه خواهم نوشت).

پی‌نوشت۲. صفحه اینستاگرام بابک شلمان

گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۲) : غرفه استدیو مارتیا

(نوشته شده در ۲۰ دی ۹۵)

.

همانطور که گفته بودم، تصمیم گرفتم از نکاتی که در نمایشگاه امسال دیدم و به نظرم جالب آمدند، گزارشی نسبتا مفصل بنویسم.

تا حالا، دو مطلب در وبلاگ «یاکوپ» نوشتم که لینک‌ها را اینجا می‌گذارم:

۱. گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۱) (مقدمه)

۲. نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۲) : غرفه استدیو مارتیا

امیدوارم بتونم در اسرع وقت بقیه مواردی که در ذهن دارم رو بنویسم.

همانطور که قبلا هم گفتم، موارد رسمی‌تر را در وبلاگ یاکوپ خواهم نوشت (و اینجا اطلاع خواهم داد) و نکات خودمانی تر را در همین وبلاگ.

گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۱) : تعریف از دیروز و سایر پیش‌نوشت‌ها!

(نوشته شده در ۱۸ دی ۹۵)

.

پیش‌نوشت۱. می‌خواستم بعد از شرکت در نمایشگاه بازاریابی و تبلیغات ، گزارش مختصری درباره‌ی آن در وبلاگم بنویسم. اما کامنت علی باعث شد که حس کنم شاید نوشتن دقیق‌تر از نمایشگاه، برای کسانی که فرصت حضور نداشته‌اند و دوست دارند کسی درباره‌ی نمایشگاه برای آنها چیزهایی تعریف کند، مفید باشد. این بود که تصمیم گرفتم درباره چند مورد از مواردی که به‌نظرم جالب‌تر رسیدند، گزارشی (نسبتا مفصل) بنویسم.

پیش‌نوشت۲. نمی‌دانم نمایشگاه، امسال بهتر از سال‌های قبل بود؛ یا من با هدف مشخص‌تری به نمایشگاه رفته بودم. شاید هم چون می‌خواستم حواسم را جمع کنم تا بعدا نکاتش را برای شما تعریف کنم. خلاصه اینکه به نظرم خوب بود و بسی استفاده کردم و لذت بردم.

پیش‌نوشت۳. جدا از خود نمایشگاه، فرصت شد تا تنی چند از دوستانم رو هم ببینم و دقایقی هم بعد نمایشگاه، با هم چای بنوشیم، نهاری بخوریم و گپی بزنیم. درباره کار. درباره زندگی. درباره تفریحات و سبک زندگی و خیلی مسائل دیگر. خود این دیدار هم، لذت دیروز را برایم دو چندان کرد.

پیش‎‌نوشت۴. به مصداق گوسفند نگری، امروز صبح و قبل اینکه تهران رو ترک بگویم، دوباره به نمایشگاه رفتم و تا ظهر سعی کردم جاهایی که برای آنها کمتر وقت گذاشته بودم رو دوباره ببینم. خوبی امروز این بود که جمعیت بازدید کنندگان به نصف (یا شاید با کمی اغراق به یک سوم) کاهش یافته بود و براحتی می‌توانستی با غرفه داران صحبت کنی، گپ بزنی و اطلاعات کسب کنی. الان که فکر می‌کنم، می‌بینم می‌توانم بگویم که بنا به تجربه‌ی شخصی (که در جامعه آماری چند نفر محدودی که من با آنها صحبت کردم، به هیچ وجه قابل استناد نیست)، چگالی کیفی بازدید کنندگان تخصصی هم بیشتر بود (خودم را نمی‌گویم ها! :دی).

نمی‌دانم چرا حس می‌کردم این‌هایی که گفتم هم می‌توانند جزئی از گزارش نمایشگاه باشند! اما چون دیدم نمی‌توانم این‌ها را در متن بیاورم، ترجیح دادم یک پست مستقل را به پیش‌نوشت‌ها اختصاص بدهم و از پست بعد، از نکته‌های جالب توجه نمایشگاه امسال بنویسم.

به عنوان آخرین نکته درباره گزارشم (که اگر خدا بخواهد از فردا نوشتن اش را شروع می‌کنم)، تصمیم گرفتم تا موارد خودمانی‌تر را در اینجا و موارد رسمی‌تر را در یاکوپ بنویسم. البته هر پستی که در یاکوپ نوشتم را هم اینجا اعلام می‌کنم تا اگر دوست داشتید ببینید.

– – – – – – – – – – – – – – –

پی‌نوشت. علی عزیز بعد از بازدید از نمایشگاه الکامپ امسال، درباره سالن استارت‌آپ ها گزارش جالبی را در وبلاگش نوشته (اینجا). من دوست داشتم گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید بخوانید.

نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی

(نوشته شده در ۱۵ دی ۹۵)

.

هر چند که هنوز در پیدا کردن مسیر زندگی دلخواه خودم در حال جستجو هستم، اما چیزی که امروز احساس می‌کنم این است که به حوزه‌های بازاریابی علاقه‌مند هستم. از برهه‌ای به بعد که حس کردم به تبلیغات و بازاریابی علاقه دارم، به دنبالش رفته‌ام و از همان موقع‌ها – تقریبا هر سال – در نمایشگاه بازاریابی و تبلیغات شرکت کرده‌ام.

فکر می‌کنم رفتن به نمایشگاه، لاقل برای شخصی مثل من، مثل رفتن به کلاس برای یادگیری زبان است. همیشه فکر می‌کردم که رفتن به کلاس برای یادگیری زبان شاید بهترین راه یادگیری زبان نباشد، اما برای در مسیر ماندن برای یادگیری زبان،  یکی از بهترین راه‌هاست. همین در مسیر ماندن هم کار کمی نیست و بنظرم رفتن و هزینه کردن را – اگر شرایطش مهیا باشد – توجیه پذیر می‌کند.

من هم قرار نیست در نمایشگاه کار خاصی بکنم، اما فکر می‌کنم می‌ارزد برای دیدن نوآوری های این حوزه، به تهران بیایم.

امسال هم اگر شرایط مساعد باشد، در نمایشگاه شرکت خواهم کرد.

اگر کسی از دوستان عزیزم بود که دغدغه‌ی بازاریابی یا تبلیغات داشت، خوشحال خواهم شد اگر فرصتی دست دهد و لحظاتی در نمایشگاه با هم باشیم.

جمعه – ان‌شاالله.

پی‌نوشت. نمایشکاه امسال، از ۱۵ تا ۱۸ دیماه در محل دائمی نمایشگاه‌های بین المللی تهران برگزار می‌شود و ساعت بازدید ۹ الی ۱۷ خواهد بود. (منبع)