کلاس مذاکره محمدرضا شعبانعلی در دانشگاه شریف (مکتب خونه)

چند وقت پیش، یکی از دوستانم گفت که محمدرضا جان این ترم در دانشگاه شریف کلاس مذاکره دارد.

کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا نمی‌توانم بروم و چرا دانشجوی شریف نیستم و چرا از دو سال پیش دیگر کنکور ام بی ای ندادم – حالا انگار اگر می‌دادم حتما شریف قبول می‌شدم! ..

اما دوستم گفت که قرار است این کلاس‌های محمدرضا را فیلم برداری کنند و با کمی تاخیر روی سایت مکتب‌خونه بگذارند… خبر خوشحال کننده ای بود برایم.

اما با وجود اینکه از شروع آپلود کلاس ها خبر دار شدم، تا حالا آنها را ندیده بودم. احتمالا همان استدلال همیشگی به سراغم آمده بود: حالا که فرصت هست… بعدا در موقعیتی بهتر میبینمشان…

خلاصه گذشت و گذشت، تا اینکه به اتفاق – و به خاطر شیطنت دوستمان نگار زیر پست گردهمایی سال بعد متمم – محمدرضا اسم کانال تلگرامی این کلاس را گفت (اسم کانال Sharifnegotiation هست).

با خودم فکر کردم که طبیعتا اگر محمدرضا می‌خواست یا ترجیحش این بود که کسی جوین نشود، آنرا اعلام نمی‌کرد.

در کانال جوین شدم.

برنامه کلاسی بود. صحبت‌های تکمیلی کلاس. فیلم‌ها و مقاله‌های پیشنهادی. کتاب‌های مرتبط. و کلی اطلاعات تکمیلی دیگه.

نمی‌دانم چرا با دیدن کانال جو گیر شدم! و دیشب و الان، اولین جلسه را در مکتب خونه دیدم.

حس فوق العاده ای بود.

برای من، شبیه سازی نشستن سر کلاس‌ را داشت و از این اتفاق خیلی حالم خوب شد.

تمام جملات بالا را نوشتم، تا هم از احساس فوق العاده‌ام بگویم (و از محمدرضا جان تشکر کنم)، و هم اینکه بگویم اگر به حوزه مذاکره علاقه دارید، کلاس‌های محمدرضا را در سایت مکتب خونه از دست ندید.

با بودن کانال تلگرامی و همزمان، برگزاری کلاس‌های محمدرضا در هر هفته، «حسّ بودن در یک فرآیندِ در حال انجام»، به آدم دست می‌دهد – که احساس فوق العاده‌ای است. چیزی شبیه مقایسه‌ی لذت دیدن یک برنامه بصورت زنده، و دیدن بازپخش همان برنامه.

پی‌نوشت (برای دانشجویان شریفی – که شاید گذرشان به اینجا بیوفتد). آنطور که محمدرضا جان گفت، فکر می‌کنم در هر جلسه چیزی حدود ۸۰ تا ۹۰ نفر سر کلاس‌ها حضور دارند. نمی‌دانم. ولی یک جوری شدم وقتی درباره نمره صحبت به میان آمد. بچه‌ها. واقعا هنوز دغدغه‌ی نمره هست؟… صراحتم را ببخشید. اما کاش کمی زودتر از این بچه‌بازی ها دربیاییم و بعضی فرصت‌ها را – که شاید خیلی ها آرزوی آن را دارند – زودتر از اینکه وقت تمام شود، دریابیم. (این را واقعا برای خودم نگفتم. اما حیفم آمد فرصتی که از دست کسی می‌رود را ببینم و به او نگویم…)

پی‌نوشت۲. کتاب فنون مذاکره محمدرضا جان را هم که تا نصفه خوانده بودم، کنار دستم گذاشتم تا آن را هم به برنامه روزانه‌ام اضافه کنم و سعی کنم تا هم‌افزایی بیشتری ایجاد کنم. (این را اینجا می‌نویسم که متعهدتر شود به خواندن کتاب و دادن خلاصه‌های آن در شنبه های پیش رو.)

پی‌نوشت۳. عکسی از جزوه‌ی جلسه‌ی اول من! بعید می‌دانم خاصیتی برای کسی داشته باشد. فقط چون هیجان زده بودم، آن را اینجا می‌گذارم!

جزوه ای از کلاس مذاکره محمدرضا شعبانعلی دانشگاه شریف