کتابهای تاریخ را که مرور میکنیم، بعضی سطرها عجیباند. خاصاند. با تامل بیشتری خوانده میشوند. با تامل بیشتری باید خوانده شوند.
گاهی انقدر تلخی پشت جملههایش نهفته میماند، که همیشه با درد به یاد آورده میشوند. مهم نیست چقدر از آنها بگذرد.
دیماه ۱۴۰۴ هم یکی از آن سطرها را بر جای گذاشت.
در فقط دو روز، تعداد زیادی از هموطنانمان را از دست دادیم. وقتی که سیاهی، تمام قد ایستاده بود و جان میگرفت.
فکر میکنم حرف زیادی برای زدن نمانده. گفتنی ها گفته و نوشته شده. اما حس کردم نمیشود از این خط مهم تاریخ، چیزی در اینجا نباشد.
پینوشت. چند روز پیش در جواب یکی از دوستانم گفتم که ما محکوم به ادامه دادن هستیم. سخت است. اما لازم است که تمام تلاشمان را بکنیم تا ادامه بدهیم. به خاطر جانهای عزیزی که از دست دادیم، نباید یخ کنیم.