برخی مطالب آموزنده وبلاگ‌های دوستان در هفته قبل (۲)

وبلاگ‌هایی که به‌روز نمی‌کنیم

پیش‌نوشت. بنا بهتصمیمی که دو هفته قبل گرفته‎ام، برخی از مطالبی که در وبلاگ‌های دوستانم در هفته قبل دیده و به نظرم آموزنده هستند را در اینجا می‎آورم.

البته لازم است تاکید کنم که فرصت نکردم همه مطالب را بخوانم، هرچند نسبت به هفته گذشته پیشرفت داشتم و این هفته تعداد نوشته بیشتری را خواندم.

و آخرین نکته اینکه تقدم و تاخر در لیست زیر اتفاقی است.

وبلاگ‌های هفته دوم:

۱ یکی از موارد جالبی که این هفته یاد گرفتم، مطلبی از وبلاگ علی رسولی عزیز با عنوان “خطاهای شناختی: اثر دانینگ-کروگر” بود.

خطاهای شناختی (cognitive bias) همیشه برایم جالبند و نشان می‌دهند مغز – علی رغم بسیاری از قابلیت‌هایش – گاهی بسیار ضعیف عمل می‌کند.

از آنجا که مطلب برایم جالب بود، کمی درباره Dunning–Kruger effect جستجو کردم. ویکی‌پدیای انگلیسی مطلب آموزنده‌ای در این باره داشت که شاید خلاصه آن را بتوان اینطور گفت:

مغز هر فرد، در برآورد از قابلیت‌های او دچار خطاهای فاحش است: وقتی فرد کمی از چیزی می‌داند، اعتماد به نفس او در آن موضوع به شدت بالا می‌رود (چیزی که علی از آن به اعتماد به سقف تعبیر می‌کند). اما با آشنایی بیشتر با موضوع، اعتماد به نفس در آن موضوع کاهش پیدا می‌کند و دیگر هرگز به مقدار اعتماد به نفس اولیه نمی‌رسد.

در واقع، ما در دو حالت در برآورد از توانایی‌های خود دچار خطا می‌شویم: اول: وقتی چیزی را نمی‌دانیم و دوم، وقتی می‌دانیم!

اثر دانینگ - کروگر Dunning – Kruger effect

شاید از خودمان بپرسیم چاره این خطای ذهنی چیست؟

از آنجایی که شاید شما هم به یادگیری زبان علاقه‌مند باشید، عینا از ویکی‌پدیا انگلیسی کپی می‌کنم:

If you’re incompetent, you can’t know you’re incompetent ... The skills you need to produce a right answer are exactly the skills you need to recognize what a right answer is.”

اگر شما کامل نباشید (مهارتی را نداشته باشید)، نمی‌توانید بفهمید که کامل نیستید (یا آن مهارت را ندارید)!..

شاید تنها راه آسیب کمتر از این خطای ذهنی، «آگاهی به وجود آن» باشد: اینکه بدانیم که چنین خطایی وجود دارد و وقتی اعتماد به نفس‌مان به شدت بالاست اما تجربه خاصی در موضوع نداریم، کمی به خودمان شک کنیم!

۲ مطلب دیگری که بسیار دوست داشتم، از وبلاگ رحمت‌الله علامه عزیز بود.

علامه در وبلاگ خود یک اپلیکیشن کاربردی برای یادگیری مهارت شنیداری زبان انگلیسی به نام Supper English Podcast را معرفی کرده است.

تنها نکته نه چندان دلچسب این نرم افزار، فیلتر بودن بخش آموزش زبان BBC و Voa برای ماست که شاید بخش قابل توجهی از فایل‌های صوتی را در بر بگیرد (با سایفون هم تست کردم، نشد).

البته هنوز هم فایل‌های متنوعی در این برنامه قابل دسترس هست که توصیه می‌کنم اگر دوست دارید مهارت شنیداری خود را تقویت کنید و در عین حال مشکل وقت دارید، آن را بر روی موبایل یا تبلت خود تست کنید.

آپدیت: درباره تلفظ‌های این برنامه کاملا مطمئن نیستم. اما به نظر می‌رسد احتمالا برخی از درس‌های این اپلیکیشن با لهجه بریتیش و گروهی هم امریکن باشند. هر چند با بررسی چند درس از سری‌های Ted radio hour ، Morning edition ، Wait wait  و LPTD 1 این سری‌ها امریکن به نظر می‌رسیدند. توصیه می‌کنم قبل از دنبال کردن هر بخش به هماهنگ بودن لهجه فایل صوتی با نیازهای خود توجه داشته باشید.

۳ مطلب دیگری که از خواندن آن لذت بردم، نوشته معصومه خزاعی عزیز با عنوان “ارتباط بدون خشونت” بود.

در این مطلب معصومه کتاب مارشال روزنبرگ را برای خواننده‌ها تعریف کرده است که ایده خوبی برای ارتباطی بهتر با انسان‌ها به ما می‌دهد: اینکه حرفهایمان را صریح‌تر بگوییم، از احساساتمان شفاف‌تر صحبت کنیم و از کنایه برای فهماندن حرفهایمان به بقیه استفاده نکنیم.

۴ زندگی در لحظه، عنوان نوشته طاهره خباری عزیز بود که به هنری می‌پردازد که این روزها کمتر به آن توجه داریم؛ هنر زندگی در حال.

شاید نتوان این نوشته را با برچسب آموزنده طبقه‌بندی کرد (شاید)، اما از آنجا که این نوشته را بسیار دوست داشتم، بخشی از آن را به عنوان حسن ختام در اینجا می‌آورم:

یک لحظاتی باید در لذت‌هایی غرق شد و اجازه داد تا وجود از آن سرشار شود.

در لذت شنیدن یک موسیقی

در لذت دیدن یک تصویر

در لذت بوییدن یک گیاه

در لذت لمس یک دست

در لذت احساس یک حس …

4 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سجاد، اول ازت ممنونم که این ایده ی خوب رو اجرا کردی و آموخته هات از وبلاگ بچه های متممی رو یک جا می نویسی.
    اون قله در نمودار خطای دانینگ کروگر، جمله ی منسوب به برتراند راسل رو به یادم میاره که میگه مشکل دنیا اینست که احمق ها کاملا به خودشان مطمئن هستند و عاقل ها سرشار از شک و تردید.
    بنظر من در محیط کاری باید این خطا رو جدی بگیریم. برای خود من بسیار پیش می آمد که فکر می کردم بعضی از همکارانم بخاطر سهل انگاری یا تنبلی یا کمبود انگیزه، کارهایشان را بصورت عالی انجام نمی دهند. اما بعد از مطالعه این خطای ذهنی، متوجه شدم که نه! ما انسان ها معمولا متوجه ضعف های خودمان نمی شویم و کارهایی که انجام می دهیم و خروجی هایی که تحویل می دهیم، از نظر خودمان عالی هستند.
    و البته خبر خوب اینه که با “آموزش” مناسب می تونیم متوجه ضعف های خودمون بشیم و در جهت رفع اون ها اقدام کنیم.

  2. فکر می‌کنم یکی از روش‌های یادگیری هم اینه که از چیزهایی که بقیه یاد می‌گیرند، یاد بگیریم. این سری مطالبت خیلی خوبه و امیدوارم همیشه ادامه پیدا کنه. مخصوصاً خود من که این روزها واقعاً فرصت زیادی برای وبلاگ‌خوانی پیدا نمی‌کنم و تنها وبلاگ چند نفر رو مستمر دنبال می‌کنم. خلاصه وگزینشی که انجام میدی برای آدمی مثل من خیلی مفیده.
    پ.ن: اولین قسمت هم می‌خواستم اینارو بنویسم اما گفتم ریا نشه:)

    1. سلامت باشی پریسا جان. مرسی از لطفت.
      اره من تا حالا چیزهای واقعا ارزشمندی از بچه‌ها یاد گرفتم. این شد که تصمیم گرفتم این سری رو راه بندازم تا هم آموخته‌هام شکل بهتری بگیره، و هم دوستان ترغیب بشن که وبلاگ‌ها رو به‌روز کنن.
      مایه خوشحالیه برام اگر این وسط دوست عزیزی مثل تو هم از این مطالب استفاده کنه.

      راستی، ممنون که تو نوشته اول ننوشتی تا ریا نشه :))

پاسخ دهید