تیر ۱, ۱۳۹۸
پیشنوشت: از آنجا که من در زمینههای مختلفی از کتاب پوست در بازی با سعید رمضانی همکاری میکنم، ممکن است بخشهایی از این نوشته جانبدارانه یا دارای سوگیری باشد. البته که تلاش من این است اینطور نباشد، به هر حال خواستم از این موضوع مطلع باشید.
خرداد ۱۰, ۱۳۹۸
این روزها فرصت شد تا کتاب خاطرات بنیانگذار شرکت نایکی را که عید شروع کرده بودم، به اتمام برسانم. کتاب کفش باز اگرچه طولانی، اما در بخشهای متعددی واقعا جذاب و گیرا بود. اگر قصد مطالعه کتاب را دارید، امیدوارم خواندن این پست بتواند سرنخهای خوبی از حال و هوای کتاب بهتان بدهد.
اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸
سیزدهبهدر بعد از مدتها دست به دوربین شدم. ایدهای نداشتم که از چه چیزی میخواهم عکس بگیرم. صرفا دوربین را برداشتم و تا پارک ساعی رفتم. ایدهها یکی یکی سبز شدند. از شاخهای پر از شکوفه، تا رفتار آدمهای اطراف.
اسفند ۲۶, ۱۳۹۷
[آپدیت: بعد از اینکه یکی از دوستانم گفت که این مطلب برایش خیلی کلی بوده، تصمیم گرفتم روش آخر (یعنی روشی که آن را خودم هم استفاده میکنم) را قدم به قدم توضیح بدهم. اگر قبلا متن را خواندهاید یا صرفا میخواهید راهنمای گام به گام را ببینید میتوانید تا عکس «راهنمای گام به گام دریافت توییتها روی تلگرام» به پایین اسکرول کنید.] با مشکلات سرویسهای مورد نیاز برای اتصال به توییتر، گاه و بیگاه دسترسی به این شبکه اجتماعی واقعا وقتگیر و حوصلهسَربَر میشود. از طرفی بسیاری از ما هم بیشفعالِ توییتری نیستیم که بخواهیم دائما در آنجا پرسه بزنیم. در این شرایط آیا […]
اسفند ۳, ۱۳۹۷
روزهای قبل برای چندمین بار کتاب مسری نوشته جونا برگر را خواندم. قصدم این بود که مفاهیم را بطور گذرا مرور کنم تا برای نوشتن خلاصه آن روی وبلاگ ذهنم آماده باشد، اما جذابیت کتاب باعث شد تا خط به خط آن را با اشتیاق تا صفحه آخر بخوانم. در اینجا یک خلاصه کوتاه از کتاب را مینویسم. اگر به بازاریابی ویروسی علاقهمند هستید، امیدوارم بعد از خواندن این متن بهتر بتوانید درباره تهیه کتاب تصمیم بگیرید.
بهمن ۱۲, ۱۳۹۷
پیشنوشت: دستهبندی زیر اگرچه بعد از حدود یکسال فعالیت نسبتا مستمر در توییتر به ذهن من رسیده، احتمالا بهترین و کاملترین دستهبندی ممکن نیست. اما به هر حال، ترجیح دادم آن را نوشته و به تدریج کامل کنم. لطفا آن را به عنوان یک دستهبندی اولیه و در حال تکمیل از کاربران توییتر فارسی در نظر بگیرید [آپدیت: ۱۳ بهمن].
بهمن ۷, ۱۳۹۷
پیشنوشت. این نوشته پراکنده و کمی شخصی بوده و فکر میکنم خواندن آن شاید صرفا برای دوستان صمیمیام توجیه داشته باشد.
آذر ۹, ۱۳۹۷
به خودم که آمدم دیدم دقایقی است مشغول پیگیری بازی در گوشی آقایی هستم که با تمرکز ستایشبرانگیزی در حال کارت بازی در آیفونش بود. از آنجا که زل زدن به موبایل دیگران را دوست ندارم، کمی به اطرافم نگاه کردم – نه. خوشبختانه کسی حواسش به من نبود. حالا میتوانستم ادامه بازی را با آرامش بیشتری نگاه کنم!
آبان ۲۶, ۱۳۹۷
نقل قول زیر از جملات قصار مورد علاقه من هست. نسخه فارسی آن (که بیشتر از یکسال قبل احتمالا در متمم خواندهام) بارها و بارها در ذهنم تکرار شده. چیزی شبیه این بود: استفاده نهایی قدرت این است که از آن برای قدرتبخشیدن به دیگران استفاده کنی. _ویلیام گلاسر
آبان ۲۲, ۱۳۹۷
پیشنوشت صفر (دوباره بازاریابی ویروسی؟). بعد از گذشت حدود یکسال که به دلایلی نوشتههای با موضوع بازاریابی ویروسی ادامه پیدا نکرد، چند وقتی است با خودم فکر میکنم که اگر بخواهم دوباره در اینباره یاد بگیرم باید از کجا شروع کنم. از آنجایی که هرچقدر فکر کنیم باز هم فکرهای جدیدی هستند که به سراغ ما اومده و ما رو از «عمل» دور کنند، بعد از دیدن کلیپ دوربین مخفی اسنپ، با خودم گفتم که انتظار بسه.









