می 31, 2019
بررسی معرفی کتاب فیل نایت کتاب کفش باز کفش فروش پیر - دانلود رایگان

خاطرات یک «کفش باز» که خالق نایکی شد (معرفی کتاب و نقد کوتاه)

این روزها فرصت شد تا کتاب خاطرات بنیانگذار شرکت نایکی را که عید شروع کرده بودم، به اتمام برسانم. کتاب کفش باز اگرچه طولانی، اما در بخش‌های متعددی واقعا جذاب و گیرا بود. اگر قصد مطالعه کتاب را دارید، امیدوارم خواندن این پست بتواند سرنخ‌های خوبی از حال و هوای کتاب به‌تان بدهد.
می 15, 2019
سیزده به در بهار سبزه

بهار و چند تکه از جامعه‌ی چند تکه‌ی ما (لحظه‌نگار)

سیزده‌به‌در بعد از مدت‌ها دست به دوربین شدم. ایده‌ای نداشتم که از چه چیزی می‌خواهم عکس بگیرم. صرفا دوربین را برداشتم و تا پارک ساعی رفتم. ‌‌ایده‌ها یکی یکی سبز شدند. ‌از شاخه‌ای پر از شکوفه، تا رفتار آدمهای اطراف.
مارس 17, 2019
اتصال توییتر به تلگرام و دریافت توییت ها از طریق تلگرام گوشی

جیک جیک توییت‌ها را در تلگرام پی بگیرید + راهنمای گام به گام (ویرایش ۲.۰)

[آپدیت: بعد از اینکه یکی از دوستانم گفت که این مطلب برایش خیلی کلی بوده، تصمیم گرفتم روش آخر (یعنی روشی که آن را خودم هم استفاده می‌کنم) را قدم به قدم توضیح بدهم. اگر قبلا متن را خوانده‌اید یا صرفا می‌خواهید راهنمای گام به گام را ببینید می‌توانید تا عکس «راهنمای گام به گام دریافت توییت‌ها روی تلگرام» به پایین اسکرول کنید.] با مشکلات سرویس‌های مورد نیاز برای اتصال به توییتر، گاه و بیگاه دسترسی به این شبکه اجتماعی واقعا وقت‌گیر و حوصله‌سَربَر می‌شود. از طرفی بسیاری از ما هم بیش‌فعالِ توییتری نیستیم که بخواهیم دائما در آنجا پرسه بزنیم. در این شرایط آیا […]
فوریه 22, 2019
مسری کتاب مسری

معرفی کتاب مُسری یا Contagious |‌ جونا برگر

روزهای قبل برای چندمین بار کتاب مسری نوشته جونا برگر را خواندم. قصدم این بود که مفاهیم را بطور گذرا مرور کنم تا برای نوشتن خلاصه آن روی وبلاگ ذهنم آماده باشد، اما جذابیت کتاب باعث شد تا خط به خط آن را با اشتیاق تا صفحه آخر بخوانم. در اینجا یک خلاصه کوتاه از کتاب را می‌نویسم. اگر به بازاریابی ویروسی علاقه‌مند هستید، امیدوارم بعد از خواندن این متن بهتر بتوانید درباره تهیه کتاب تصمیم بگیرید.
فوریه 1, 2019
گروه‌های کاربران توییتر فارسی توییترشناسی

گروه‌های کاربران توییتر فارسی (در حال تکمیل)

پیش‌نوشت: دسته‌بندی زیر اگرچه بعد از حدود یک‌سال فعالیت نسبتا مستمر در توییتر به ذهن من رسیده، احتمالا بهترین و کامل‌ترین دسته‌بندی ممکن نیست. اما به هر حال، ترجیح دادم آن را نوشته و به تدریج کامل کنم. لطفا آن را به عنوان یک دسته‌بندی اولیه و در حال تکمیل از کاربران توییتر فارسی در نظر بگیرید [آپدیت: 13 بهمن].
ژانویه 27, 2019

سلام؛ کمی استراتژیک‌تر! (نوشته روزمره)

پیش‌نوشت. این نوشته پراکنده‌ و کمی شخصی بوده و فکر می‌کنم خواندن آن شاید صرفا برای دوستان صمیمی‌ام توجیه داشته باشد.
نوامبر 30, 2018
در مترو

در مترو – تا آزادی

به خودم که آمدم دیدم دقایقی است مشغول پیگیری بازی در گوشی آقایی هستم که با تمرکز ستایش‌برانگیزی در حال کارت بازی در آیفونش بود. از آنجا که زل زدن به موبایل دیگران را دوست ندارم، کمی به اطرافم نگاه کردم – نه. خوشبختانه کسی حواسش به من نبود. حالا می‌توانستم ادامه بازی را با آرامش بیشتری نگاه کنم!
نوامبر 17, 2018
نقل قول ویلیام گلاسر درباره قدرت

استفاده نهایی از قدرت (نقل قول)

نقل قول زیر از جملات قصار مورد علاقه من هست. نسخه فارسی آن (که بیشتر از یکسال قبل احتمالا در متمم خوانده‌ام) بارها و بارها در ذهنم تکرار شده. چیزی شبیه این بود: استفاده نهایی قدرت این است که از آن برای قدرت‌بخشیدن به دیگران استفاده کنی. _ویلیام گلاسر
نوامبر 13, 2018
حرکت روی خط قرمز ترفند ویروسی دوربین مخفی اسنپ

حرکت روی خط قرمزها: ترفند ویروسی «دوربین مخفی اسنپ»

پیش‌نوشت صفر (دوباره بازاریابی ویروسی؟). بعد از گذشت حدود یکسال که به دلایلی نوشته‌های با موضوع بازاریابی ویروسی ادامه پیدا نکرد، چند وقتی است با خودم فکر می‌کنم که اگر بخواهم دوباره در این‌باره یاد بگیرم باید از کجا شروع کنم. از آنجایی که هرچقدر فکر کنیم باز هم فکرهای جدیدی هستند که به سراغ ما اومده و ما رو از «عمل» دور کنند، بعد از دیدن کلیپ دوربین مخفی اسنپ، با خودم گفتم که انتظار بسه.
اکتبر 5, 2018
خلاصه کتاب چکش بصری - برای جایگاه سازی به میخ کلامی و چکش بصری نیاز داریم - لورا ریس

پیام را با «میخِ کلام» و «چکشِ تصویر» حک کنید (خلاصه کتاب چکش بصری)

پیش‌نوشت. مدتی بود که از پایین بودن ساعات مطالعه کتاب خودم شرمنده بودم تا اینکه چند هفته قبل «تغییری نسبتا کوچک» در رفتارم ایجاد کردم: موقع رفتن به سر کار بجای کیف یا تبلت، کتاب در دستم گرفتم. هرچند مسیر رفت و آمد من کوتاه است، همین تغییر کوچک باعث شد تا علاوه بر شروع دوباره مطالعه، حس بهتری هم نسبت به کتابهای کتابخانه‌ام – که مدت‌هاست خریدمشان – داشته باشم. حالا اولین سوغاتی این «تغییر نسبتا کوچک» را اینجا مینویسم: خلاصه‌ای از کتاب چکش بصری.