مهر ۲۰, ۱۳۹۶
پیشنوشت. همانطور که در نوشتهی قبلی گفتم، بتدریج به مرور برخی نکات گوگل ترندز خواهم پرداخت. البته اگر شما در استفاده از این ابزار حرفهای باشید، شاید این نکات را قبلا شنیده یا از آنها استفاده کرده باشید. اصل نوشته: یکی از موارد جالبی که در گوگل ترندز وجود دارد (و من هم بتازگی متوجه آن شدهام)، امکان دیدن روند کلی حوزههای مختلف است. از آنجا که فکر میکنم توضیح این مطلب با مثال به ملموستر بودن بحث کمک میکند، بیایید در این نوشته فرض کنیم ما گروهی در زمینهی تولید محتوا در موضوعات پولی ، مالی و اقتصادی هستیم. به سایت گوگل ترندز میرویم […]
مهر ۱۶, ۱۳۹۶
احتمالا گوگل ترندز را بشناسید. به زبان ساده، گوگل ترندز، حجم جستجوی عبارتهای مختلف (terms) را در طول زمان مقایسه کرده و در یک نمودار خطی رسم میکند. شبیه نمودار زیر که برای عبارت “digital marketing” بدست آمده است: اما طبیعتا و مثل هر ابزار دیگری، یادگیری گوگل ترندز هم به درد همه نخواهد خورد. بهنظرم، یادگیری این ابزار برای افراد زیر میتواند مفید باشد: کسانی که میخواهند روندهای دنیای اطراف را بهتر ببینند. همانطور که در نمودار بالا هم دیدیم، در بسیاری از مواقع میتوان یک نظم منطقی را از روند جستجوی عبارات مختلف در فضای وب مشاهده کرد ( […]
مهر ۱۱, ۱۳۹۶
پیشنوشت. وقتی جایی تنها هستی و با خودت فکر میکنی، ناچاری گاهی جواب خودت را هم بدَهی تا گفتگو ادامه پیدا کند. حتی شاید لازم باشد فکرهای خودت را هم به چالش بکشی و گفتگو را جذابتر کنی. متن زیر، ادامهی نوشتهی قبلیام با عنوان «ما منحصر بفرد و خاصیم» به یک ذهن دیوانه (با اجازهی یاور 😉 ) متبادر شده ( در واقع چند ثانیه بعد از نوشتن متنِ اول) و هیچگونه ارزش دیگری ندارد. چقدر ما شبیه هم هستیم.. همه ما عین هم هستیم، از هر لحاظ که نگاه کنی، مشابهت ها بینهایتند. از لحاظ فیزیولوژیکی و […]
مهر ۶, ۱۳۹۶
پیشنوشت. چند روز پیش وبلاگ یکی از دوستانم را میخواندم. مطلبی نوشته بود با این مضمون که یک فرد متوسط و معمولیست، دقیقا عین دیگران. – و البته اینکه دوست دارد پیشرفت کند و دیگر معمولی نباشد. یادم افتاد که قبلا هم با یکی دیگر از دوستانم بر سر موضوع “معمولی بودن” مقداری بحث نموده بودیم. کمی با خودم فکر کردم. و از آنجا که در ماشین بودم، تصمیم گرفتم موبایلم را در بیاورم و شروع کنم به نوشتن در نُتِ موبایل. حاصل، متن زیر شد که طبق روال معمول در سریِ «تراوشات ذهنی یک دیوانه»، کمترین ویرایش را داشته است: ما […]
مهر ۴, ۱۳۹۶
در مطلب قبلی گفتم که بهنظر میرسد عبارت «بازاریابی ویروسی» اولین بار در سال ۱۹۹۷ و در مقالهای به همین نام بکار برده شده و در آن، از «بازاریابی ویروسی» به عنوان عاملی برای همهگیری سرویس هاتمیل نام برده شده است (آن مقاله توسط تیم دراپر و استیو جوروتسون نوشته شده). هر چند سرویس هاتمیل در آن زمان سرویس بسیار ارزشمند و خوبی بوده و نسبت به سرویسهای مشابه مزیتهایی داشته، اما جوروتسون و دراپر معتقدند که یکی از دلایل رشد سریع تعداد کاربران هاتمیل به جملهای برمیگشته که در انتهای هر ایمیل – بطور خودکار – اضافه میشده : PS: I love you. get your free […]
مهر ۳, ۱۳۹۶
پیشنوشت. در دو نوشته قبلی با موضوع بازاریابی ویروسی، برای شناخت بهتر بازاریابی ویروسی ابتدا مروری کوتاه به برخی انواع بازاریابی داشتیم (اینجا و اینجا). در واقع میخواستیم برای شناخت بهتر گربه، اول نگاهی به سگ و روباه و گرگ و … بیاندازیم تا به درکی کلی از تفاوتهای اولیه آنها برسیم. زین پس بیشتر به سراغ خود گربه (بازاریابی ویروسی!) خواهیم رفت. سوال اصلی که در این نوشته بررسی خواهیم کرد و شاید شما هم از خود سوال کرده باشید این هست که: اصلا چرا «ویروس»؟ یا، چرا بازاریابی «ویروسی»؟ مفهوم پخش ویروسی یک ایده، محصول یا پیام، موضوع جدیدی نیست. در واقع […]
مهر ۲, ۱۳۹۶
پیشنوشت. گاهی اتفاقی میافتد که ذهن آدم شروع میکند به تراوش کلمات درهم و مبهم و گاهی هم نتیجهگیریهای عجیب و بیربط. مثلا میبینی اینستاگرام پر شده از تبریکات پاییز. بعد یادت میآید که اتفاقا پارسال هم همینطور بوده. و سال قبلتر از پارسال. آدمها همان قبلیها هستند. همانهایی که میشناسیشان. ممکن است آدم خوبی باشند – و باشیم – (لطفا بهرویم نیاورید که آدمِ خوب یعنی چی!). اما عاشق بودن و با پاییز عشقبازی کردن را بعید میدانم بشود در خصوصیات بسیاری از آنها – و شاید بسیاری از ما – دید. خلاصه. یکی از احمقانهترین (و اگر بخواهم صادق باشم، لذتبخشترین) […]
مهر ۱, ۱۳۹۶
پیشنوشت. همانطور که در مطلب «غر زدن ممنوع! فقط تلاش کنید» نوشتم، قصد داشتم چند بخش جالبتر از کتاب آخرین سخنرانی را به مرور روی وبلاگ بگذارم. هرچند در اینجا یکی دیگر از قسمتهای این کتاب تاثیرگذار را با هم مرور خواهیم کرد، اما به دلایلی احساس میکنم بهتر است این قسمت، قسمت آخری باشد که اینجا نقل میشود. دلیل اولم این است که هر چند کتاب از قسمتهای کوچکی تشکیل شده که در آن رندی پاش از مواردی مختلف (مثل لحظات سخت بیماری، داستان عاشق شدن و ازدواج خود و تفکرات خود پیرامون هدف زندگی) سخن به میان میآورد، اما ارتباط قسمتها با […]
شهریور ۳۱, ۱۳۹۶
قبلا درباره واژههای دوستداشتنی خودم، به امید اشاره کرده بودم (+). چند وقتیست که فهمیدم به مفهومی دیگر هم احساس خوبی دارم: مفهومِ رضایت. فکر میکنم راضی بودن آنقدر مهم هست که بشود آن را هدف نهایی زندگی در نظر گرفت. لااقل برای من، اینطور بوده که تمام تلاشم را بکنم تا طوری زندگی کنم که (به تعبیر محمدرضا شعبانعلی) در لحظه آخر به خودم بگویم «از زندگی خود راضیام». البته طبعا منظورم این نیست که سنجش رضایت را به لحظه مرگ موکول کنیم. بلکه در هر لحظه میتوانیم میزان رضایت خودمان را بسنجیم – و شاید حتی خوب باشد که هر […]
شهریور ۱۹, ۱۳۹۶
کتاب آخرین سخنرانی را سال ۹۵ از نمایشگاه کتاب خریده بودم – اما هر بار که میخواستم خواندن کتابی را شروع کنم، با این تصور که کتابهای مهمتر و آموزندهتری هم وجود دارند، خواندن آن را به تعویق میانداختم. اما چند هفته قبل که خواندن کتاب را شروع کردم، متوجه شدم که اشتباه میکردهام. آخرین سخنرانی، نوشتههای یک استاد دانشگاه به نام رندی پاش هست. فردی که سرطانی لاعلاج دارد و میداند که در بهترین شرایط، چند ماه بیشتر از عمرش نمانده. رندی (که فرد موفقی هم در حوزه کاری خودش محسوب میشده)، بعد از اینکه میفهمد سرطان دارد و هرگز […]


