می 29, 2017

«آخرین رویا» ؛ ترانه‌ای از علی زند وکیلی

یکی از تغییرات چند سال گذشته من، صفر شدن زمان گذرانده‌ام پای تلویزیون است. نگرش به هدر رفتن عمر پای تلویزیون، که از حدود ده سال پیش و در دوران دبیرستان توسط معلمی مهربان (آقای والی) در من شکل گرفته بود، در سال‌های اخیر و با معلم مهربان دیگری (محمدرضا […]
می 25, 2017

نکاتی درباره خرید اینترنتی کتاب (+تشکر از دوستان)

وقتی در مطلب قبلی گفتم که درباره خرید کتابی بدجور لنگ هستم، دوستان عزیزم لطف کردند و زیر آن مطلب کامنت‌هایی گذاشتند و مرا راهنمایی کردند. از آنجا که کامنتها برای من بسیار مفید بود، گفتم اینجا بنویسم‌شان. لذا ضمن تشکر از دوستان عزیزم مهدی تیموری، مهدی رحیمی، علی کریمی […]
می 23, 2017

نحوه نام‌گذاری بد برای یک انتشارات کتاب

چند ساعت است در اینترنت به دنبال راه بدست آوردن کتاب “مسری” (نوشته جونا برگر) می‌گردم. البته خرید اینترنتی هست. اما به دلایلی دوست ندارم اینترنتی خرید کنم و منتظر باشم تا کتاب به دستم برسد. ترجیحم این است که ببینم آیا کتاب در کتابفروشی‌ای نزدیک من هست تا کتاب […]
می 21, 2017

موضع گیری در انتخابات

پیش‌نوشت صفر (بازگشتی خوش و خرم به روند عادی زندگی!). دیروز و با اعلام نتایج، استرس انتخابات برای من و بسیاری از دوستانم فروکش کرد. روند عادی زندگی و کار که از هفته قبل (و مخصوصا اواخر آن) کاملا تعطیل شده بود، به حالت عادی برگشت و توانستیم نفس راحتی بکشیم. […]
می 16, 2017

آخرش که چی؟

پیش‌نوشت. این نوشته بیشتر از اینکه یک مطلب علمی باشد (که نیست)، گزارشی از وبگردی‌های من با دیدن یک پیام در تلگرام است. لطفا این را در نظر داشته باشید. 1 چند روز پیش در تلگرام، عکس زیر به دستم رسید: ‌ ‌ 2 قبلا هم اسم mother complex را شنیده بودم. […]
می 15, 2017

مشکل از رئیس جمهور؟

اگه من تو جیبم پول کافی ندارم، مشکل رئییس جمهور نیست؛ مشکل بی عرضگی منه. ‌ ‌ اگه بعد سی سال هنوز نمی‌تونم یه کار مفید انجام بدم، مشکل رئیس جمهور نیست؛ مشکل بی‌عرضگی منه. ‌ ‌ اگه ایجاد ارزشم صفر مطلقه و در به در به همه چیزی متوصل […]
می 10, 2017

با تمام برگه‌های دستت بازی کن..

گاهی می‌شود دلمان چیزی را می‌خواهد، اما می‌ترسیم که ابراز کنیم – حتی در برابر خودمان. با خودمان می‌گوییم : اگر نشد، چه… شاید از این بترسیم که در مقابل خودمان کوچک شویم. از این بترسیم که اگر نشد و «مردم» به ما خندیدند، چطور سرمان را بالا بگیریم.. و […]
می 9, 2017

مصداق‌های استفاده از مفهوم “شانس” در بازاریابی (2)

پیش‌نوشت. در نوشته قبلی، به «ذهنی بودن» مفهوم شانس اشاره کردم. همچنین درباره برداشت عمومی از شانس و دیدگاه علمی هم کمی صحبت کردم (اینجا: +). در این نوشته، به مصداق‌های مورد استفاده اهالی بازاریابی از مفهوم شانس، که در اطرافم دیده و به خاطر دارم، می‌پردازم. ‌ ‌ اصل نوشته: […]
می 7, 2017

استفاده از مفهوم شانس در بازاریابی (1) : مقدمه‌ای درباره “شانس”

پیش‌نوشت. چند وقتی بود می‌خواستم راجع‌به شانس بنویسم. ذهنم و حرف‌هایم منسجم نمی‌شدند و مدام پشت گوش می‌انداختم و به خودم می‌گفتم که صبر کن تا در فرصتی بهتر، یک مطلب کامل بنویسی. اما الان تصمیم گرفتم نوشتن را بیش از این به تاخیر نیاندازم و حرفهایم را در قالب […]
می 6, 2017

تغییر مفهوم ذهنی واژه‌ها (به مناسبت روز معلم)

پیش‌نوشت. دیر شده. خیلی. با خودم کلی کلنجار رفتم که این پست را بنویسم یا نه، که بالاخره تصمیم گرفتم بنویسمش. (دلیل این تاخیر را در پی‌نوشت می‌گویم). ‌ ‌ اصل نوشته. بعضی کلمات هستند که در زندگی، گاهی به مرور زمان یا گاهی بصورت ناگهانی، معنایشان برای ما تغییر می‌کند. […]