ژانویه 17, 2017

حال خوب : یک برنامه‌ی مفید، از تلویزیون!

(نوشته شده در ۲8 دی ۹۵) . امشب بعد از شام و وقتی خانواده داشتند تلویزیون می‌دیدند، اتفاقی صحبتی شنیدم که شبیه سناریوهای تحلیل رفتار متقابل بود. گوینده داشت رفتار شخصی را تحلیل می‌کرد که در هنگام رانندگی، فرد دیگری به حق تقدم وی احترام نگذاشته… کمی که دقت کردم دیدم از کلمات […]
ژانویه 16, 2017

غروب اپلیکیشن sunrise

(نوشته شده در ۲7 دی ۹۵) . می‌خواستم برنامه sunrise calendar، از برنامه‌های مربوط به مدیریت زمان، را در گوشی‌ام نصب کنم. آن‌ را از اپ استور بازار گرفتم، ولی نتوانستم در آن ثبت‌نام کنم. بعد از کلی کلنجار، به ذهنم رسید شاید این مشکل برای فرد دیگری هم پیش آمده […]
ژانویه 15, 2017

در جستجوی خوشبختی (نقل قول)

(نوشته شده در ۲6 دی ۹۵) . وقتی داشتم عکس‌های موبایلم را مرور می‌کردم، چشمم به نقل قولی از فیلم در جستجوی خوشبختی (the pursuit of happiness) افتاد. خود فیلم را چند بار دیده‌ام و این نقل قول را هم خیلی دوست دارم. اینجا می‌گذارم تا جلوی چشمم باشد. پی‌نوشت. این […]
ژانویه 14, 2017

تجربه‌ی من در مدیریت زمان (1)

(نوشته شده در ۲5 دی ۹۵) . پیش‌نوشت. مطلب زیر مستقیما درباره‌ی مدیریت زمان نیست. یعنی قرار بود باشد، اما حس کردم نوشتن از مدیریت زمان مقدماتی دارد و ترجیح دادم اول مقدمات را بنویسم. ‌ نمیدونم اولین باری که بشر متوجه شد فرصت زندگی آنقدرها هم طولانی نیست کی […]
ژانویه 13, 2017

لحظه‌ها (3) : لبخند روز

(نوشته شده در ۲4 دی ۹۵) . دوستان دور و نزدیک از علاقه‌ی من به بچه‌ها خبر دارند (و گاهی شوخی‌هایی هم با من می‌کنند 😀 ). این لبخند را امروز شکار کردم. الان به عنوان تصویر پس زمینه‌ام انتخابش کردم. می‌دانم که در طی هفته و بعد از ساعات […]
ژانویه 12, 2017

دوستی‌های لایکی

(نوشته شده در ۲3 دی ۹۵) . پیش‌نوشت1. درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی، زیاد شنیده و خوانده‌ایم. مخصوصا اگر از خوانندگان روزنوشته‌ها باشید، از فحش‌های فراوان محمدرضای عزیز به این شبکه‌ها آگاهید! من هم می‌خواهم در قالب یک داستان، از یکی از تجربه‌‌هایم در شبکه‌های اجتماعی بگویم که برایم اتفاق افتاده (اسم […]
ژانویه 10, 2017

شما استثنا نیستید!

(نوشته شده در ۲1 دی ۹۵) . پیش‌نوشت. این داستان رو چند وقت پیش در پروفایل اینستاگرام محمدرضا جان خواندم (شاید حدود یک سال پیش). از اون موقع، خیلی وقت‌ها و در مواجهه با بسیاری از رویدادها، یاد این داستان افتاده‌ام. گفتم شاید گفتنش اینجا، همانطور که کمک می‌کنه حواسم […]
ژانویه 9, 2017

گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (2) : غرفه استدیو مارتیا

(نوشته شده در 20 دی ۹۵) . همانطور که گفته بودم، تصمیم گرفتم از نکاتی که در نمایشگاه امسال دیدم و به نظرم جالب آمدند، گزارشی نسبتا مفصل بنویسم. تا حالا، دو مطلب در وبلاگ «یاکوپ» نوشتم که لینک‌ها را اینجا می‌گذارم: 1. گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (۱) (مقدمه) 2. نمایشگاه تبلیغات […]
ژانویه 7, 2017

گزارشی از نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی (1) : تعریف از دیروز و سایر پیش‌نوشت‌ها!

(نوشته شده در ۱8 دی ۹۵) . پیش‌نوشت1. می‌خواستم بعد از شرکت در نمایشگاه بازاریابی و تبلیغات ، گزارش مختصری درباره‌ی آن در وبلاگم بنویسم. اما کامنت علی باعث شد که حس کنم شاید نوشتن دقیق‌تر از نمایشگاه، برای کسانی که فرصت حضور نداشته‌اند و دوست دارند کسی درباره‌ی نمایشگاه برای […]
ژانویه 5, 2017

اتفاق خاص قابل ذکر

(نوشته شده در ۱6 دی ۹۵) . امشب با یکی از دوستانم تلفنی صحبت می‌کردم. بعد از احوالپرسی اولیه، پرسید: خب. چه خبر؟ چه کارا کردی؟ چه اتفاق جدیدی افتاده که تعریف کنی؟ گفتم: راستش اتفاق خاصی نیوفتاده. یعنی نه اینکه اتفاق خاصی در طی یک ماه رخ نداده باشه، اما […]