در مترو – تا آزادی

در مترو

به خودم که آمدم دیدم دقایقی است مشغول پیگیری بازی در گوشی آقایی هستم که با تمرکز ستایش‌برانگیزی در حال کارت بازی در آیفونش بود.

از آنجا که زل زدن به موبایل دیگران را دوست ندارم، کمی به اطرافم نگاه کردم – نه. خوشبختانه کسی حواسش به من نبود. حالا می‌توانستم ادامه بازی را با آرامش بیشتری نگاه کنم!

بیشتر بخوانیددر مترو – تا آزادی

شما استثنا نیستید!

(نوشته شده در ۲۱ دی ۹۵) . پیش‌نوشت. این داستان رو چند وقت پیش در پروفایل اینستاگرام محمدرضا جان خواندم (شاید حدود یک سال پیش). از اون موقع، خیلی وقت‌ها و در مواجهه با بسیاری از رویدادها، یاد این داستان افتاده‌ام. گفتم شاید گفتنش اینجا، همانطور که کمک می‌کنه حواسم به این نکته باشه، برای … بیشتر بخوانیدشما استثنا نیستید!