تکرارِ یک کار تکراری

مقدمه. اینجا یک خاطره نوشته‌ام. بدون هیچ نتیجه‌گیری خاصی. شاید بعدا بیشتر درباره‌اش نوشتم. ‌ ‌اصل نوشته: حدود هفت – هشت سال پیش بود. رفته بودم نانوایی و در صف بودم تا چند سنگک بگیرم. صف طولانی بود و من با یکی از دوستان آن روزهایم، بیرون نانوایی نشسته بودیم تا نوبتمان برسد. آن روزها اینکه … بیشتر بخوانیدتکرارِ یک کار تکراری

فرصت اشتباه کردن

اخیرا که با آشنایان و هم سن و سال های خودم صحبت می‌کنم، صحبت از آینده می‌شود و برنامه هایی که برای آن داریم. گاهی تکه ای از چیزی را که فکر می‌کنم درست است به آنها می‌گویم. البته اوایل با همه یک جور صحبت می‌کردم. اما می‌دیدم اکثرا چشمانشان گرد می‌شد و یک علامت سوال … بیشتر بخوانیدفرصت اشتباه کردن

از تاکسی، تا قلیان و تا فتحعلی شاه قاجار

پیش‌نوشت. متن زیر طولانی، پراکنده و حاوی برداشت‌های شخصی است و کمترین ویرایش روی آن انجام شده. به‌نظرم گزینه‌ی مناسبی برای خواندن نباشد. اصل نوشته: مقدمه دیروز برای دیدن چند دوستِ عزیز، دل به جاده زده و کنار مسافرکش گرامی نشسته بودم. معمولا در این مواقع، هندزفری به گوشم می‌گذارم و سعی می‌کنم چیز مفیدی گوش … بیشتر بخوانیداز تاکسی، تا قلیان و تا فتحعلی شاه قاجار

همچنان برای برنامه ریزی سال نو (حرفهای پراکنده)

پیش‌نوشت. احتمالا فایل محمد رضا را (که در پست قبل اشاره کردم) دانلود کرده اید. نمی‌دانم فرصت کرده‌اید آن را پر کنید یا نه. من دیروز آن را پر کردم. کار راحتی نبود. و باید اعتراف کنم که خیلی از فیلد ها هم خالی ماندند. اما نکته‌ای به نظرم می‌رسد که اینجا می‌نویسم: موفق ها … بیشتر بخوانیدهمچنان برای برنامه ریزی سال نو (حرفهای پراکنده)

خانه تکانی در روابط (میکرواکشن سال نو)

احتمالا شما هم تجربه کرده‌اید که تعداد روابطی که یک فرد می‌تواند بطور همزمان داشته باشد و مدیریت کند، محدود است  (البته منظورم رابطه‌ی واقعی است و نه «دوستی‌های لایکی» در شبکه‌های اجتماعی). حال می‌خواهد این روابط، روابط کاری باشند؛ یا روابط عاطفی؛ یا روابط دوستی؛ یا رابطه‌ی استاد و شاگردی یا… به عبارت دیگر، … بیشتر بخوانیدخانه تکانی در روابط (میکرواکشن سال نو)

زندگی در جستجوی تغییر (۲) : “عید نوروز ، فرصتی برای تغییر”

(نوشته شده در ۱۲ اسفند ۹۵) . مقدمه. نزدیک عید نوروز که می‌شود، یاد به این فکر می‌افتم که میزان رضایتم از زندگی چقدر است، و اینکه آیا لازم است مواردی را تغییر دهم تا میزان رضایتم از زندگی افزایش یابد؟ اگر جواب مثبت است، سوال بعدی این می‌شود که: چه مواردی را؟ و چگونه؟ … بیشتر بخوانیدزندگی در جستجوی تغییر (۲) : “عید نوروز ، فرصتی برای تغییر”

حالت ذهنی «شهرستانی بودن»

(نوشته شده در ۱۷ بهمن ۹۵) . پیش‌نوشت۱. تا بحال در این وبلاگ حرف‌ها و نظراتی شخصی از خودم را نوشتم. اما هیچ وقت فکر نکردم که لازم باشد تا بگویم اینها نظرات شخصی هستند و قابل استناد نیستند. اما این نوشته شاید قابلیت این را داشته باشد که اشتباها به عنوان یک حرف حساب تلقی … بیشتر بخوانیدحالت ذهنی «شهرستانی بودن»

رویاهایی که نمی‌خواهیم برآورده شوند

(نوشته شده در ۱۵ بهمن ۹۵) . پیش‌نوشت. یکبار در یکی از کامنت‌های متمم، مطلبی از کتاب پائولو کوئیلو نوشتم که می‌خواهم آن را یکبار دیگر هم اینجا تعریف کنم. فقط با توجه به اینکه رمان را خیلی وقت پیش خوانده‌ام، احتمال اشتباه در تعریف آن زیاد است. اما فکر می‌کنم اصل مطلب را درست یادم … بیشتر بخوانیدرویاهایی که نمی‌خواهیم برآورده شوند

خوب بودن کافی است

(نوشته شده در ۱۳ بهمن ۹۵) . در مورد کمال گرایی و نقد آن، همه جا خوانده ایم و با اینکه می‌دانیم خوب است کمال گرا نباشیم، اما همچنان در بعضی شرایط کمال می‌گراییم. هر چند فکر می‌کنم کمال گرایی تا حدی برای پیشرفت لازم است، اما بعد از آن حد و در سایر مواقع می‌تواند … بیشتر بخوانیدخوب بودن کافی است

آقای والی و اهداف بزرگ

(نوشته شده در ۱۰بهمن ۹۵) . پیش‌نوشت.  نمی‌دانم بعدا هم به سراغ آقای والی خواهم رفت یا نه، اما علی‌الحساب خواستم بگویم آقای والی یک شخصیت واقعی است (هر چند اسمش را کمی تغییر داده‌ام). یکی از دبیرهای خوب دوران دبیرستان ما، آقای والی بود. از آنها که هم آن موقع و هم الان دوستش داشته … بیشتر بخوانیدآقای والی و اهداف بزرگ