حمله به شاتل در توییتر (طرح موضوع به همراه چند ایده کلی)

پیش‌نوشت. این متن در دو مرحله نوشته شده. در مرحله اول، به طرح کلی موضوع پرداختم و در مرحله دوم، نکاتی که درباره پیش‌گیری از وقوع چنین موج‌هایی به نظرم می‌رسید را بطور خلاصه مطرح کرده‌ام. امیدوارم تغییر لحن و فضای نوشته، که ناشی از چند روز وقفه در نوشتن بخش دوم بوده را بر من ببخشید.

اصل نوشته:

امروز موضوعی را در تایم لاین توییتر دیدم که توجهم را به خود جلب کرد؛ درباره شاتل بود (شاید شما هم مثل من شاتل را با دوستی محمدرضا عزیز با اقای نخجوانی بشناسید).

توییت، نوشته‌ای درباره بد بودن محیط کار در شاتل بود و در پاسخ به یک توییت از صفحه شاتل نوشته شده بود. اول توییت شاتل را می‌آورم و بعد، واکنش کاربر مورد نظر به آن را:

ادامه ی مطلب

درباه خبر ۲۸۰ کاراکتری شدن توییتر

درباه خبر ۲۸۰ کاراکتری شدن توییتر

چند سال قبل، از آنجا که فکر می‌کردم در توییتر می‌توانم به متخصصان حوزه‌های مختلف دسترسی داشته باشم، در توییتر اکانتی برای خودم ایجاد کردم. آن موقع بیشتر پیگیر بازاریابی و تبلیغات بودم و اکانت‌های مختلفی را هم مرتبط با علاقه‌ام پیدا کرده بودم.

بعدها، به دلیل اینکه آشنایان قدیمی زیادی در میان کاربران توییتر نداشتم و وجه مشترک زیادی هم بین خودم و کاربران آنجا احساس نمی‌کردم تا آشنایی جدیدی شکل بگیرد، به تدریج از فضای توییتر دور شدم.

اما همیشه پست‌ها و کاراکترهای توییتر برایم جالب و جذاب بود.

طنزنوشته‌هایی که شاید یکی از دلایل جالب و خنده‌دار بودنشان، طول محدود کاراکترهایشان بود. پست‌هایی که برای دیده شدن فقط ۱۴۰ کاراکتر فضا در اختیار داشتند.

نمی‌دانم تجربه توییتر را داشته‌اید یا نه. اما اگر نداشته‌اید، یکبار سعی کنید تا پیامی کامل را در طول تنها ۲ پیامک بنویسید. خواهید دید که کار چندان آسانی نیست و از طرفی، شاید شنیده باشید که می‌گویند: محدودیت، محرک خلاقیت است.

البته شاید بگویید دلایل بیشتری را می‌توان گفت و برای طنز موجود و خلاقیت در رساندن پیام‌های توییتری، احتمالا محدودیت شدید طول پیام تنها یکی از عوامل باشد. اما هدف من در اینجا تحلیل جامع توییتر نیست بلکه توجه به یک خبر است (با چند روز تاخیر): توییتر ۲۸۰ کاراکتری شد.

این خبر ممکن است در ابتدا چندان مهم به نظر نرسد، اما فکر می‌کنم کاهش جدی محدودیت توییتر می‌تواند تغییری بنیادین در اکوسیستم توییتر باشد.

بنظرم می‌رسد فضای توییتر فارسی (لااقل تا حالا)، فضایی متفاوت از فیسبوک و اینستاگرام بوده است.

فضایی شاید نه با مضمون غالب تفریح و سرگرمی، بلکه با ماهیت به شدت رادیکال و انتقادی. انتقاد به سراسر ساختارهای حاکمیتی، مذهبی، عرفی و بطور کل، انتقاد به هر چیزی که بتوان به آن انتقاد کرد.

شاید جو طنزمایه توییتر نیز از نگاهی با همین ماهیت انتقادی آن قابل توجیه باشد. چرا که به تجربه دیده‌ایم، طنز یکی از راه‌های انتقال پیام انتقادی در طول تاریخ بوده و متفکرانی نظیر بهلول، هنگامی که نمی‌توانستند حرف خود را مستقیم و جدی مطرح کنند از استعاره و بستر طنز برای رساندن منظور خود استفاده می‌کردند. طنزی که با محدودیت شدید کاراکتری در توییتر سابق، خلاقیت کاربران را نیز بر می‌انگیخته است.

تغییرات محتمل بالا از لحاظ ساختار محتوا را بگذارید در کنار تغییر احتمالی سبک کاربران توییتر در آینده.

توییتر ۲۸۰ کاراکتری، محدودیت خیلی کمتری از توییتر ۱۴۰ کاراکتری دارد و همین محدودیت کمتر، تعداد بیشتری از کاربران را به سمت خود جلب خواهد کرد. به عبارتی، به نظر می‌رسد با گذشت زمان هویت توییتر از هویت سابق فاصله زیادی گرفته و شاید بتوان تنها تشابه توییتر ۲۸۰ کاراکتری با توییتر ۱۴۰ کاراکتری را رابط کاربری و ظاهر آن دانست.

شاید هم با جا افتادن فضای جدید و فراغ ارسال پیام و جذب کاربران جدید، ماهیت سیاسی و انتقادی توییتر اندکی رقیق شده و به سمت نوعی شبکه‌ی اجتماعیِ تفریحی، تغییر موقعیت دهد.