یک نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

یک نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

پیش‌نوشت. همیشه به دوستانم می‌گفتم: ایده‎‌آل‌گرایی مهم‌ترین نکته‌ای است که باعث می‌شود وبلاگ ننویسیم. اما امروز وقتی به خودم نگاه کردم دیدم که انگار من هم به همین دام افتاده‌ام. امیدوارم با پست‌های کوتاهی که می‌نویسم کمی از این تله بی‌فرجام فاصله گرفته و نوشتن را از سر بگیرم.

‌*** ‌

اصل نوشته:

امروز سانچی بعد از یک هفته سوختن غرق شد.

راستش را بخواهید من هم امروز فهمیدم که نام این نفتکش، سانچی بوده است؛ امروز و بعد از غرق شدن آن. در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های تلگرام هم به این موضوع توجه ویژه‌ای شد؛ باز هم بعد از غرق شدن آن.

افرادی نیز درباره حسّ بودن در موتورخانه یک کشتی درحال سوختن، انفجار و غرق‌شدن بیشتر فکر کردند؛ امروز و بعد از غرق شدن سانچی.

سوای تحلیل رسانه‌ها و افراد مختلف که گاها سوگیری‌های شدید سیاسی در آن دیده می‌شود ( احتمالا طبیعی هم باشد، همانطور که بعد از زلزله سر پل ذهاب از غالب اخبار بهره‌برداری سیاسی شد) این حادثه نیز شبیه حادثه پلاسکو، زلزله‌های اخیر و حوادث غیرمترقبه، برای طیف گسترده‌ای از مردم رویدادی دردآور و ناراحت‌کننده بود.

احتمالا تا روشن شدن کامل جزئیات حادثه باید چند روزی صبر کرد، اما چیزی که می‌خواهم بگویم نکته‌ای است که در توییت سهند ایرانمهر دیدم و یاد نکته‌ای کوچک در تبلیغات افتادم که شاید خوب باشد در تعاملات‌مان با مشتریان مدنظر قرار بدهیم.

ابتدا توییت سهند را می‌آورم:

توییت سهند ایرانمهر درباره سانچی - نفتکش ایرانی غرق شده دی ماه 96 - نکته کوچک برخی تبلیغات آزاردهنده

اشاره سهند به تبلیغات رویدادی شرکت‌هاست که سعی می‌کنند از فضای ایجاد شده بعد از حوادث و رویدادها در جهت همسویی بیشتر با مخاطبان خود بهره برده و حس همدلی با داغ‌دیدگان را بروز دهند.

***

با دیدن توییت سهند، به یاد برخی تبلیغات اسنپ در کانال تلگرام این شرکت افتادم.

اسنپ در غالب از تبلیغات مناسبتی‌اش، نام خود را به نحو نه‌چندان متعارفی در ابتدای پیام بولد می‌کند، به نحوی که نام قسمت عمده‌ای از توجه مخاطب به پیام را از آن خود می‌کند:

اسنپ - تبلیغات مناسبتی اسنپ در تلگرام

اسنپ تا جایی در این روند ثابت قدم است که از تبریکات و تسلیت‌های سابق این شرکت می‌توان اینطور نتیجه گرفت که احتمالا در آینده نیز این رویه مکانیکی ادامه خواهد داشت!

***

از مواردی که قبلا در تلگرام اسنپ دیده‌ بودم و از پیام اعتراض آمیز سهند نسبت به تبلیغ کاله اینطور به نظرم رسید که شاید راه بهتر برای تبلیغات مناسبتی یا رویدادی، تبلیغات تا حد امکان غیر مستقیم باشد.

به عبارت دیگر، شاید کم‌رنگ بودن نام کاله در تصویر اول و اشاره نکردن به نام اسنپ در پیام کوتاه تسلیت در تصویر دوم، حس بهتری به مخاطب منتقل کرده و هر چند از دیده شدن برند ما در برابر دیدگان مخاطب (که احتمالا کارشناسان برندسازی به‌شدت به آن علاقه‌مندند) کمی کم کند، اما در ذهن مصرف‌کنندگان از ما چهره یک برند دوست‌تر و دوست‌داشتنی‌تر را حک کند.

ایده‌هایی برای اینکه خودتان را در ذهن مشتری منفور کنید!

(نوشته شده در ۱۳ اسفند ۹۵)

.

پیش‌نوشت. آمار رسمی و دقیقی ندارم. اما فکر می‌کنم انسان‌های کمال‌طلب، با احتمال بیشتری غرغرو هستند – شاید چون به‌واسطه‌ی کمال‌طلبی ایراد ها بیشتر از افراد عادی به چشم‌شان می‌آید -.

من هم کمال‌طلبم.

همچنین فکر می‌کنم کمال‌طلبی ممکن است ما را در کوتاه‌مدت به انسانی ناراضی و در بلند مدت به شخصی فرسوده تبدیل کند و به همین دلیل تمام سعیم را می‌کنم که کمتر غر بزنم و کمال طلبی‌ام را در مسیر درست بکار بگیرم.

با تمام این حرف‌ها، می‌خواهم در این پست از آزاردهنده‌ترین تبلیغی که در طول عمرم دیده‌ام حرف بزنم! تبلیغات فروشگاه کیوان همدان.

اصل نوشته:

نیاز نیست یک شخص متخصص بازاریابی باشد تا بتواند این نکته را درک کند که بعضی کارها مشتری را آزار می‌دهد. در واقع حتی نیاز به فکر کردن زیادی هم نیست. البته اگر ناراحت کردن مردم برای او مهم باشد و هزینه‌های این کار را بفهمد…

۱

حدود یکسال پیش بود که موبایلم زنگ خورد. شماره کمی عجیب بود.

– “بله؟”

+ “همشهری عزیز (!) تی شرت های جدید .. در فروشگاه کیوان .. نشانی : همدان .. .”

بعد از اینکه خانم گوینده حرفهایش را با گفتن آدرس تمام کرد، تماس قطع شد.

کمی تعجب کردم. تابحال همچین چیزی ندیده بودم. با خودم فکر کردم که همچین شاهکاری کار مخابرات است یا نرم افزار جدیدی برای این کار آمده؟

به هر حال پیگیر نشدم و بعد از چند ثانیه سر کار خودم برگشتم…

۲

چند ماه بعد – وقتی آن تماس را کاملا از یاد برده بودم – تلفنم زنگ خورد. اما چون مشغول توضیح محصولی به مشتری بودم، گوشی را سایلنت کردم و به صحبت‌هایم ادامه دادم.

بعد از اینکه مشتری رفت، به تماس از دست رفته‌ام نگاه کردم. شماره عجیب بود.

ابتدا فکر کردم شاید کلک باشد و از این پولی ها باشد. به هر حال این روزها از این کلاه برداری ها زیاد شده. به همین خاطر در اینترنت سرچ کردم و دیدم نخیر، تماس‌های پولی با ۹۰۹ شروع می‌شوند و این اینطور نبود.

تماس گرفتم.

خانمی گوشی را برداشت و قبل اینکه من کلمه‌ای بگویم، گفت:

+ “همشهری عزیز (!) تخفیف فوق العاده برای … در فروشگاه کیوان”

یاد تبلیغ چند ماه قبل‌شان افتادم. نگذاشتم حرفش را تمام کند و گوشی را قطع کردم.

کمی حرصم گرفت.

با خودم گفتم این بار که از جلوی فروشگاه‌شان گذشتم حتما به مدیر فروشگاه خواهم گفت که نه تنها خودم از شما خرید نمی‌کنم، بلکه به تمام آشنایان و دوستانم هم خواهم گفت که از شما خرید نکنند!

اما کمی بعد با خودم گفتم که : ولش کن! حرص نخور! اگر طرف واقعا می‌فهمید؛ که از این طریق دو بار مزاحم تو نمی‌شد…

۳

این هفته دیدم برایم پیامک آمده از شماره‌ای ناشناس.

تا قبل از این، با وجود اینکه با تمامی روش‌هایی که تا بحال یاد گرفته‌ام پیامک‌های تبلیغاتی را مسدود کرده‌ام، گاهی خود همراه اول پیامک می‌زند که :

* میخای سفر بری اما با کمترین هزینه؟ روی لینک زیر کلیک کن یا ۱۲۳۴ را به فلان شماره بفرست..

* تبریک! شماره برنده ۱۰۰ میلیون تومان شده‌اید. شماره فلان را بفرست و در مسابقه شرکت کن..

* سخنرانی مدیرعامل ماست در شبکه هشت، ساعت فلان.. حتما ببین و لذت ببر..

و کلی پیام خنده دار (و همزمان گریه دار) دیگر که خودتان بهتر از من در جریان هستید (طبیعتا حقوق مشترک هم که اصلا مهم نیست و اصلا مگر مشترک حقوقی هم دارد؟).

خلاصه پیامک را باز کردم و این را دیدم:

تبلیغ آزاردهنده‌ی پیامکی فروشگاه کیوان همدان
تبلیغ آزاردهنده‌ی پیامکی

(البته فردایش هم پیامک دیگری از همان شماره دریافت کردم که در تصویر می‌بینید).

این را دیگر اصلا نمی‌فهمیدم.

ممکن است بعضی‌ها فکر کنند که تبلیغات یعنی فروش. به عبارتی، هدف تبلیغات، صرفا افزایش فروش است. با این استدلال، تبلیغات پیامکی بکنند و فروش هم (احتمالا) بالا برود. اصلا هم توقعی نیست که همه بخواهند سیستمی نگاه کنند. اینکه چه تعداد مشتری بالقوه (یا حتی مشتری راضی) در این فرآیند ناراضی می‌شوند و الی آخر. اما بنظرم وقتی کسی پیامک تبلیغاتی خود را مسدود کرده، ارسال پیامک تبلیغاتی به او هیچ منطقی نمی‌تواند داشته باشد.

مگر اینکه کسی بخواهد خودش را در ذهن دیگران منفور کند. که احتمالا برای این کار، روش مناسبی را انتخاب کرده.