خودزنی بیسفون با تبلیغ «تیک سوم» در نمایشگاه الکامپ

خودزنی بیسفون با تبلیغ «تیک سوم» در نمایشگاه الکامپ

نمایشگاه الکامپ ۹۷ از فردا بطور رسمی آغاز بکار کرده و تا ۴ روز (یعنی تا سه‌شنبه) میزبان علاقه‌مندان به کسب‌وکارهای و موضوعات درباره تکنولوژی و فناوری‌های ارتباطی است.

از آنجا که امسال خبرهای جنجالی با موضوعات مرتبط با حوزه ارتباطی کم نداشتیم – از اخبار درباره تلگرام، احتمال رفع فیلتر توییتر، بسته شدن و باز شدن گاه و بیگاه سرویس‌ها و سایت‌های مختلف و اخیرا هم مسدود شدن Anetwork – شاید نمایشگاه امسال متفاوت‌تر از سال‌های قبل رقم بخورد.

این نکته در روزهای بعد مشخص خواهد شد، اما یکی از اولین موضوعات عجیب نمایشگاه (قبل از بازگشایی عمومی!)،  تبلیغ تهاجمی پیام رسان بیسفون به سروش با عنوان “نگران تیک سوم نباش” است.

ادامه ی مطلب

پراکنده درباره المپیک زمستانی، سامسونگ، ال‌جی و حرکتی شبه ویروسی

پراکنده درباره المپیک زمستانی، سامسونگ، ال‌جی و حرکتی شبه ویروسی

همانطور که احتمالا در خبرها شنیده‌اید، چهارشنبه هجدهم بهمن خبر منع ورزشکاران ایران و کره شمالی از دریافت هدیه اسپانسر المپیک زمستانی (سامسونگ) به سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی راه یافت. هدیه، گوشی گلکسی نت ۸ بود و در خبرها گفته می‌شد که این منع به‎دلیل تحریم‌ها بوده است.

این خبر که در ساعات اول سر و صدای چندانی به پا نکرده بود، کم کم و با هشتگ #تحریم_سامسونگ در شبکه‌های اجتماعی (و به ویژه توییتر) داغ‌ شد. دامنه این خبر به فضای آنلاین محدود نماند و تا احضار سفیر کره جنوبی، موضع‌گیری چند وزیر و تهدید سامسونگ به تحریم واردات گوشی‌های این شرکت پیش رفت.

ادامه ی مطلب

رشد نمایی تعداد کاربران هات‌میل، مثالی کلاسیک از بازاریابی ویروسی

در مطلب قبلی گفتم که به‌نظر می‌رسد عبارت «بازاریابی ویروسی» اولین بار در سال ۱۹۹۷ و در مقاله‌ای به همین نام بکار برده شده و در آن، از «بازاریابی ویروسی» به عنوان عاملی برای همه‌گیری سرویس هات‌میل نام برده شده است (آن مقاله توسط تیم دراپر و استیو جوروتسون نوشته شده).

هر چند سرویس هات‌میل در آن زمان سرویس بسیار ارزشمند و خوبی بوده و نسبت به سرویس‌های مشابه مزیت‌هایی داشته، اما جوروتسون و دراپر معتقدند که یکی از دلایل رشد سریع تعداد کاربران هات‌میل به جمله‌‌ای برمی‌گشته که در انتهای هر ایمیل‌ – بطور خودکار – اضافه می‌شده :

PS: I love you. get your free email at Hotmail.

همچنین، بوسیله لینکی که جمله فوق را به سایت هات‌میل متصل می‌کرده، این امکان برای دریافت‌کننده‌ی پیام فراهم بوده تا با کلیک بر روی آن، در هات‌میل ثبت نام کرده و ایمیل مجانی خود را داشته باشد.

مثال همه‌گیری سریع سرویس هات‌میل – که امروزه نیز رد تکرار آن ایده در برخی محصولات دیده می‌شود* – به عنوان یکی از مثال‌های کلاسیک حوزه بازاریابی ویروسی شناخته می‌شود.

اما چرا این ایده‌ی همه‌گیری را به «سرایت ویروس» تشبیه کردند؟

به عبارت دیگر، چرا استعاره‌ی ویروس را برای این نوع بازاریابی استفاده کرده‌اند؟

برای پاسخ این سوال‌ها، به نمودار زیر که نشان‌دهنده تعداد کاربران عضو هات‌میل در سال‌های ۹۷-۹۶ است نگاه کنید:

نمودار رشد نمایی سرویس هات میل به عنوان مثالی از بازاریابی ویروسی
نمودار تعداد کاربران عضو سرویس هات‌میل در سال‌های ۱۹۹۷ – ۱۹۹۶

ادامه‌ی روند فوق باعث شد تا در انتهای سال ۱۹۹۷، در حالی که کمتر از ۱۸ ماه از استارت پروژه هات‌میل گذشته بود، تعداد اعضای آن به ۱۲ میلیون نفر رسیده و مایکروسافت را به پرداخت ۴۰۰ میلیون دلار برای خرید آن راضی کند. (در نظر داشته باشیم که تعداد کل کاربران اینترنت در آن زمان، حدود هفتاد میلیون نفر بوده است).

‌ ‌حالا، به همه‌گیری بیماری آنفولانزا در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ نگاهی بیاندازیم:

شیوع آنفلانزا در سال 1918 و 1919 در ارویا و امریکا - مثالی برای نام گذاری بازاریابی ویروسی
نمودار شیوع آنفولانزا در سال‌های ۱۹۱۹- ۱۹۱۸

‌ ‌همانطور که در دو نمودار بالا می‌بینیم، میزان رشد در هر دو مورد نمایی است – یعنی اعضای هات‌میل و مبتلایان به ویروس آنفولانزا (بعد از سپری شدن یک دوره‌ی اولیه و در آن شرایط خاص) به‌سرعت رشد کرده و همه‌گیر شده‌اند.

از طرفی، نقطه مشترک دیگر همه‌گیری هات‌میل و ویروس آنفولانزا، سرایت پیام و بیماری از فردی به فرد دیگر است (در هر دو کاربرد هم از لغت infection به معنی سرایت استفاده می‌شود).

‌ ‌نتیجه اینکه وقتی می‌خواهیم بجای رساندن پیام‌مان به گوش تک تک افراد جامعه، آن پیام از فردی به فرد دیگر منتقل شده و به‌سرعت همه‌گیر شود، وارد قلمرو بازاریابی ویروسی شده‌ایم.

در آینده درباره چگونگی ایجاد و پخش پیام‌های ویروسی بیشتر خواهم نوشت.

‌………………………………………………………… ‌

* بعد از هات‌میل، شرکت‌های دیگری هم سعی کردند دقیقا از همین ایده (که در جایی از آن به Signature virality تعبیر شده بود) برای معرفی و تبلیغ محصولاتشان استفاده کنند؛ که امضای پیش‌فرض Sent from my iPhone در زیر ایمیل‌های ارسالی بوسیله آیفون و آدرس درج شده در پایین ویدئوهای بارگذاری شده در سایت آپارات، دو نمونه‌ از آن به شمار می‌رود.

امضای آپارات پای ویدئو ها - مثالی از بازاریابی ویروسی

چرا به «بازاریابی ویروسی» میگن بازاریابی «ویروسی»؟

پیش‌نوشت. در دو نوشته قبلی با موضوع بازاریابی ویروسی، برای شناخت بهتر بازاریابی ویروسی ابتدا مروری کوتاه به برخی انواع بازاریابی داشتیم (اینجا و اینجا).

در واقع می‌خواستیم برای شناخت بهتر گربه، اول نگاهی به سگ و روباه و گرگ و … بیاندازیم تا به درکی کلی از تفاوت‌های اولیه آنها برسیم. زین پس بیشتر به سراغ خود گربه (بازاریابی ویروسی!) خواهیم رفت.

سوال اصلی که در این نوشته بررسی خواهیم کرد و شاید شما هم از خود سوال کرده باشید این هست که:

اصلا چرا «ویروس»؟ یا، چرا بازاریابی «ویروسی»؟

مفهوم پخش ویروسی یک ایده، محصول یا پیام، موضوع جدیدی نیست. در واقع مثل برخی مفاهیم، این مفهوم هم از مدت‌ها قبل وجود داشته، اما احتمالا چون اسمی برایش انتخاب نشده بوده، بالطبع درباره آن صحبت نمی‌شده و توجه‌ها را به خود جلب نمی‌کرده.

برای مثال، احتمالا مفهوم مطرح شده در Bass diffusion model (یا مدل انتشار باس) درباره روند پذیرش محصولات جدید در بازار،  به نوعی به همین مفهوم انتقال پیام از فردی به فرد دیگر اشاره دارد (این مدل در ۱۹۶۹ ارائه شده و کلیه متقاضیان محصول جدید در بازار را به افراد نوآور و افراد دنباله‌رو تقسیم می‌کند. توضیح بیشتر در ویکیپدیا انگلیسی).

یا مثلا مفهوم صحبت‌های دهان به دهان، که قدمتی بسیار طولانی حتی احتمالا در بین نیاکان اولیه ما داشته، در برخی جنبه‌ها مفهومی شبیه انتقال ویروسی پیام دارد.

اما با همه اینها، به نظر می‌رسد استفاده از لغت بازاریابی ویروسی یا viral marketing ، و به نوعی استعاره “ویروس” برای پخش “پیام‌”، چندان قدیمی نبوده و استفاده از آن برای اولین بار به مقاله‌ای از تیم دراپر (Tim Draper) و استیو جوروتسون (Steve Jurvetson) در سال ۱۹۹۷ برمی‌گردد.

شاید خود نویسندگان مقاله هم فکرش را نمی‌کردند مقاله‌ای که با عنوان “بازاریابی ویروسی” نوشته و در آن به بررسی رشد سریع تعداد کاربران سرویس هات‌میل (طی سال‌های ۹۷-۱۹۹۶) پرداختند، تا این حد مورد توجه قرار بگیرد. اما در سال‌های بعد و خصوصا با همه‌گیری ابزارها و بسترهایی مثل شبکه‌های اجتماعی و موبایل‌های هوشمند (که سرایت پیام از فردی به فرد دیگر را با سرعت و سهولت بیشتر امکان‌پذیر می‌کرد)، مفهوم بازاریابی ویروسی بیشتر از قبل رایج شده و بر سر زبان‌ها افتاد.

چیزی که امروز آن را به عنوان «انتقال ویروسی پیام» می‌شناسیم.

در مطلب بعدی (که احتمالا فردا آن را خواهم نوشت)، به بررسی یکی از کلاسیک‌ترین مثال بازاریابی ویروسی در دنیا، یعنی مثال همه‌گیری سرویس «هات‌میل» پرداخته و کمی هم درباره مقاله‌ی معروفی که گویا منشا نام‌گذاری بازاریابی ویروسی بوده، خواهم نوشت.