بهمن ۱۶, ۱۳۹۵

حالت ذهنی «شهرستانی بودن»

(نوشته شده در ۱۷ بهمن ۹۵) . پیش‌نوشت۱. تا بحال در این وبلاگ حرف‌ها و نظراتی شخصی از خودم را نوشتم. اما هیچ وقت فکر نکردم که لازم باشد تا بگویم اینها نظرات شخصی هستند و قابل استناد نیستند. اما این نوشته شاید قابلیت این را داشته باشد که اشتباها به عنوان یک حرف حساب تلقی شود. پس لطفا توجه داشته باشید که این نوشته را کمی بیشتر جدی نگیرید! پیش‌نوشت۲. این نوشته به شدت ناپیوسته است و شاید انتخاب خوبی برای خواندن محسوب نشود. . برای توضیح حرفم، باید کمی از خودم بگویم. من در یکی از شهرستان‌های نسبتا کوچک […]
بهمن ۱۵, ۱۳۹۵

بهم بگو که همه چیز درست میشه (نقل قول)

(نوشته شده در ۱۶ بهمن ۹۵) . برعکس این روزها که به ندرت فیلم می‌بینم، در دوران دانشجویی وقت نسبتا زیادی را به فیلم دیدن اختصاص می‌دادم. یکی از فیلم‌هایی که موقع دیدن خیلی دوستش داشتم، سورس کد بود. بعد ها دیدم تلویزیون هم آنرا به نام رمز منبع دوبله کرده. (هر چند به نظرم بهترین و مهم ترین صحنه را پخش نکردند و بعد از دیدن فیلم، با خودم فکر می‌کردم اگر نمی‌توانند نتیجه‌گیری نهایی فیلم را پخش کنند، چرا اصلا دوبله‌اش کرده‌اند؟!..) تا بحال چندین بار این فیلم را دیده‌ام و فکر می‌کنم ارزشش را هم داشته. در فیلم، نقش […]
بهمن ۱۴, ۱۳۹۵

رویاهایی که نمی‌خواهیم برآورده شوند

(نوشته شده در ۱۵ بهمن ۹۵) . پیش‌نوشت. یکبار در یکی از کامنت‌های متمم، مطلبی از کتاب پائولو کوئیلو نوشتم که می‌خواهم آن را یکبار دیگر هم اینجا تعریف کنم. فقط با توجه به اینکه رمان را خیلی وقت پیش خوانده‌ام، احتمال اشتباه در تعریف آن زیاد است. اما فکر می‌کنم اصل مطلب را درست یادم مانده. کیمیاگر، رمان معروف پائولو کوئیلو، داستان پسری جوان بنام سانتیاگوست. سانتیاگو محل زندگی و گوسفندان خود را رها می‌کند (شغلش چوپانی است) و در جستجوی گنجی که یک شب رویای آنرا دیده بود، می‌رود. داستان پر از اتفاقات جالی است و اگر آنرا نخوانده‌اید، […]
بهمن ۱۳, ۱۳۹۵

خوب بودن کافی است

(نوشته شده در ۱۳ بهمن ۹۵) . در مورد کمال گرایی و نقد آن، همه جا خوانده ایم و با اینکه می‌دانیم خوب است کمال گرا نباشیم، اما همچنان در بعضی شرایط کمال می‌گراییم. هر چند فکر می‌کنم کمال گرایی تا حدی برای پیشرفت لازم است، اما بعد از آن حد و در سایر مواقع می‌تواند آزار دهنده باشد و استهلاک ذهنی ما را بالا ببرد. شاید خنده دار باشد، ولی من در نوشتن همین متن هم کمی از این چاشنی را با خودم همراه دارم. صدایی درونی که می‌گوید : هنوز به اندازه کافی مطلب در ذهنت جا نیوفتاده. صبر […]